رفتیم پایگاه انتقال خون روبروی مسجد کبود، نوبت گرفتیم، دو نفر قبل از ما در نوبت بودند. پزشک چند سوال ازمان پرسید و ما هم با جزئیات و توضیحات اضافه پاسخ دادیم. بعد هم جواب آزمایش 10 روز پیشمان را نشانش دادیم. اندکی هم تعجب نمود از اینکه اینقدر دست پر رفته ایم!

پرسید صبحانه خورده ای؟ گفتیم: کم!

رفتیم از آن سمت خیابان کیک و شیر مبایعت نموده و میل کردیم.

روی تخت دراز کشیدیم، خانم پرستار خوشآمد گویی کرد، اسم مان را پرسید تا مطمئن شود که فرم و مشخصات با کس دیگری اشتباه نشده باشد. یک سِت خونگیری بازکرد که یک سوزن کلفت داشت. بازویمان را بست و سوزن را زد به رگ. خدا وکیلی در رگ گیری خیلی مهارت داشت، خوب زد. خون آمد به درون لوله.

گفتیم خانوم این درد میکنه، نوک آنژیوکَت اذیتم میکنه. خواست باز کند، گفت اگر نمیخواهی خون بدهی باز کنم برو! نگذاشتیم. چسب را باز کرد و سوزن را کمی عقب تر کشید، بهتر شد.

یک خانم آمد، به گمانمان مسئول پرستارها بود. گفت خوش اومدین و ... . دیگه یَقه تونو شناختیم. ازین به بعد باید زود زود بیای خون بدی. اگه خودت هم نیای ما زنگ میزنیم میگیم بیا.. . داشت این حرفها را میزد که دست بردیم یقه پیراهن مان را درست کردیم. آن پرستاری که ازمان خون گرفت با خنده گفت چرا یقتو درست میکنی؟! گفتیم: آخه میگه یقتو شناختیم!!

8 تخت وجود داشت که همه آنها پر بود. 2 پرستار مسئول آن 8 تخت بودند. هر کدامشان خونگیری از 4 تخت را بعهده داشتند.

یک کیسه خون ازمان گرفتند. 450 میلی لیتر. 5-6 دقیقه دستمان را بالا نگه داشتیم. حدود 10 دقیقه هم همانطور روی تخت دراز کشیده بودیم. از تخت آمدیم پایین، یک آبمیوه خوردیم با طعم انگور قرمز -که خیلی دوست داریم-. خداحافظی نموده و محل را ترک کردیم.

توصیه کردند که چند روز مایعات زیاد بنوشیم و با دستی که خون ازش گرفته شده، جسم سنگین بلند نکنیم.

خون های اهدایی را آزمایش می کنند. نتیجه آزمایش را به آدرس اهداکننده هم میفرستند.

خلاصه اگر از آنهایی هستید که یکی از مهمترین انگیزه هایتان برای شرکت در کنکور، کیک و آبمیوه اش است -مثل ما- فرصت را از دست ندهید! آبمیوه سازمان انتقال خون خوردن داره! + آزمایش رایگان