خال جوش چیست؟!

یک مقدار گوشت اضافی به صورت نقطه ای در بالای سر اینجانب (دراز بی خاصیت) وجود دارد که نه ویژگی های خال را دارد و نه ویژگی های جوش را. یعنی نه خال است و نه جوش. به چنین مواردی خال-جوش گفته می شود!

خال-جوش نه خال است و نه جوش!

در واقع خال جوش ربطی به کله اینجانب و چانه حضرتعالی ندارد! خال جوش یک اصطلاح در جوشکاری فلزات است و عبارت است از نوعی جوشکاری که به صورت نقطه ای (خال) انجام می شود. زمانی که بخواهند دو قطعه فلز را در کنار هم نگه دارند ولی جوشکاری زیادی انجام ندهند، آن دو قطعه را از چند جا به صورت نقطه ای (به شکل خال) جوش می دهد و به این کار "خال جوش زدن" می گویند.

کاربردهای خال-جوش:

1. زمانی که قرار است دو قطعه فلزی به صورت موقت در کنار هم باشند و بعدا جدا خواهند شد.

2. زمانی که می خواهیم دو قطعه فلزی را نسبت به هم تنظیم کنیم، به صورت موقت خال جوش می زنیم. پس از آنکه اطمینان کردیم قطعات در وضعیت دلخواه قرار دارند جوشکاری اصلی را به صورت خط پیوسته انجام می دهیم.

3. زمانی که قرار نیست نیروی زیادی بر اتصال بین آن دو قطعه وارد شود، برای صرفه جویی در زمان و هزینه، از خال جوش استفاده می شود.

 

خال جوش به انگلیسی می شود: tack weld

 

نمونه خال جوش را می توانید اینجا ببینید و اینجا.

نیم واحد هلو شناسی- تشخیص هلوی رسیده از کال

نیم واحد درس هلوشناسی در پایان ترم تابستان، اگرچه اکنون کمی دیر است و تابستان به انتها نزدیک است و هلوها رو به اتمام، خالی از لطف نیست.

دانشگاه مربوطه: میوه فروشی های سراسر کشور 

درس: هلو شناسی

تعداد واحد: 0.5

استاد مربوطه: دراز بی خاصیت

 

سوال: معیار و ملاک تشخیص هلوی رسیده از هلوی کال و نارس چیست؟

پاسخ: میوه ی هلو زمانی رسیده است که هیچ جایی از آن سبز نباشد!

نکته انحرافی: رنگ قرمز هیچ نقشی در تعیین میزان رسیدگی هلو ندارد! و فقط نشان دهنده ی میزان مواجهه آن میوه با آفتاب است.

 

میوه هلو زمانی رسیده است که رنگ سبز جای خود را به رنگ سفید داده باشد!  یعنی اگر یک میوه هلو دیدید که در آن، قسمت هایی که قرمز نیستند، به جای سبز، سفید هستند آن هلو رسیده است. بخورید نوش جان.

 

بعداً نوشت تکمیلی:

1. هلوهای درشت معمولاً خوشمزه تر از هلوهای ریز همان نژاد هستند. نکته: بعضی نژادهای هلو درشت تر از نژادهای دیگر هستند. منظور ما در اینجا مقایسه هلوی درشت با هلوهای دیگر از همان نژاد است؛ نه نژاد دیگر.

2. هلوی درختان جوان همیشه خوشمزه تر از درختان پیر از همان نژاد است. هرچه درخت کوچکتر، هلو خوشمزه تر.

3. هلوهای نوک شاخه ها، مخصوصاً شاخه های بالای بالای درخت خوشمزه تر از بقیه هلوهای همان درخت هستند!

4. هلویی که قسمت بیشتری از آن قرمز باشد خوشمزه تر از بقیه هلوهای همان نژاد است چون بیشتر در مقابل آفتاب بوده.

دختر بودن نوزاد از دید جمعیت شناختی! میزان تجدید نسل، نسبت جنسی، جنگ و قحطی

یکی از شاخص های مهم جمعیتی، میزان تجدید نسل است که نشان دهنده میانگین تعداد دخترهایی است که یک زن به دنیا می آورد. اگر این شاخص در کشوری، دقیقاً برابر با یک باشد (یعنی به طور میانگین هر زن، یک دختر به دنیا بیاورد) گفته می شود تجدید نسل در آن کشور اتفاق نیافتاده است. زیرا برخی از دختران پیش از سن ازدواج فوت می کنند و برخی از آنها ازدواج نمی کنند و برخی به دلایل مختلف، بچه دار نمی شوند. بنابراین برای اینکه جمعیت یک کشور بتواند خودش را دوباره تولید کند لازم است میزان تجدید نسل (و در واقع میانگین تعداد دخترهای هر زن) بیش از 1 باشد.

میزان تجدید نسل ناخالص در سال 1367 در ایران 3.03 بوده است که کاهش یافته و به 0.78 در سال 1390 رسیده است. یعنی به طور میانگین از هر 100 زن ایرانی، 78 دختر به دنیا آمده است.

البته میزان تجدید نسل در هر کشور، ارتباط مستقیمی با میزان باروری در جمعیت آن کشور دارد. زیرا نوزادان دختر به طور تقریبی نیمی از نوزادان به دنیا آمده را تشکیل می دهند. بنابراین در سال 1390 که میزان تجدید نسل (میانگین تعداد دخترهای هر زن) 0.78 بوده، میانگین تعداد فرزندان هر زن (که اصطلاحاً میزان باروری کلی نامیده می شود) باید چیزی حدود 2 برابر آن باشد که همینگونه بوده و سازمان ثبت احوال، آن را 1.7 گزارش کرده است.

گفتیم "به طور تقریبی" نیمی از نوزادان به دنیا آمده دختر هستند. ولی اگر دقیق بشویم میزان نوزادان دختر و پسر متولد شده برابر نیستند! به طور طبیعی در تمام دنیا تعداد دخترها از پسرها بیشتر است. این موضوع را با شاخصی به نام "نسبت جنسی" نشان می دهند که نشان دهنده تعداد نوزادان دختر به دنیا آمده در یک سال نسبت به تعداد نوزادان پسر به دنیا آمده در آن سال است. به طور طبیعی نسبت جنسی در تمام کشورها بین 102 تا 105 است. یعنی به طور میانگین به ازای هر 100 پسری که به دنیا بیاید، 102 تا 105 دختر به دنیا می آیند.

نکته: با وجود اینکه به طور میانگین نوزادان دختر نسبت به نوزادان پسر، وزن کمتری در هنگام تولد دارند، اما احتمال مرگ نوزادان پسر از نوزادان دختر بیشتر است.

بنابراین نسبت جنسی جمعیت همیشه ثابت نمی ماند و ممکن است نسبت جنسی جمعیت در نوزادان به دنیا آمده در آن سال 102 باشد ولی در گروه سنی 5 تا 10 سال، 103 باشد یا در گروه سنی 20 تا 25 سال، 104 باشد. همچنین با توجه به اینکه زنان نسبت به مردان طول عمر (امید به زندگی) بیشتری دارند، هرچه به سنین بالاتر می رویم نسبت زنان به مردان در آن گروه سنی بیشتر می شود.

یکی از عواملی که باعث تغییر نسبت جنسی جمعیت کشورها می شود، جنگ است. جنگ با کشتن پسرها (به عنوان سرباز) باعث می شود نسبت جنسی جمعیت (نسبت دخترها به پسرها) افزایش پیدا کند.

جنگ معمولاً باعث می شود وضعیت اقتصادی مردم آن کشور بدتر شود و ممکن است باعث بروز قحطی بشود. قحطی هم (چه بر اثر جنگ ایجاد شده باشد، چه بر اثر خشکسالی) بر نسبت جنسی جمعیت تاثیر می گذارد. بررسی ها نشان می دهد تعداد دختران به دنیا آمده در زمان قحطی بیشتر از تعداد پسران است. یعنی قحطی باعث می شود نوزادان، دختر باشند! این باعث می شود حتی اگر بخش قابل توجهی از جمعیت در اثر قحطی بمیرند، دخترانی که در آن زمان به دنیا آمده اند بعداً بتوانند جمعیت کشور را بازسازی کنند.

آنچه که اینجا گفتیم در سطح جمعیت بود. اما در سطح فردی خوردن غذاهای کم قوت و بدون گوشت (قبل از بارداری) که در واقع شبیه سازی شرایط قحطی است، باعث می شود احتمال دختر شدن فرزند بیشتر شود و برعکس خوردن غذاهای مقوی و حاوی گوشت، باعث می شود احتمال پسر شدن فرزند بیشتر شود.

خان ننه: مادربزرگ ترکی!

در زبان ترکی تفاوت است بین پدربزرگ و مادربزرگ پدری و پدربزرگ و مادربزرگ مادری!

پدربزرگ و مادربزرگ پدری با پیشوند "آقا" می آیند و پدربزرگ و مادربزرگ مادری با پیشوند "خان" که مخفف "خانم" است.

مادربزرگ مادری: خان ننه

مادر بزرگ پدری: آقا ننه

پدربزرگ مادری: خان بابا

پدربزرگ پدری: آقا بابا

 

توضیح: در زبان ترکی به پدر "آتا" گفته می شود و به پدربزرگ "بابا". همینگونه است واژه ی "آتا-بابا" به معنی اجداد، نیاکان، پدران.

ماکو را با رسم شکل توضیح دهید!

شهر ماکو در شمالغربی ترین نقطه کشور، عبارت است از یک خیابان دراز در بین کوه های بلند!

دو طرف شهر را کوه های بلند صخره ای فراگرفته اند. به گونه ای که فقط ظهر ها آفتاب بر شهر می تابد و بقیه ساعات روز، شهر در سایه است ( مثل خانه آپارتمانی قبلی که ما اجاره کرده بودیم).

خود شهر هم در اصل یک خیابان بسیار بلند است که بعضی جاها یکی-دو تا کوچه از آن منشعب شده!

بازارچه مرزی اش خوب و مدرن است. قیمت های مناسب. اکثرا لباس. لباس های آشغال، لباس های خوب، و البته لباس های مارکدار. مواد خوراکی هم بود با قیمت بسیار مناسب. مثلا نوتلا در اندازه های کوچک تا بزرگ به قیمت 6، 10 و 20 هزار تومان بود. 

با اینکه منطقه آزاد است اما بر خلاف جلفا، خبری از ماشین های گرانقیمت خارجی نیست. 

از لحاظ ساخت شهری هم شهر رو به گسترش و توسعه است و خیابان ها و ساختمان های جدید در آن دیده می شود.

اوخشاماق!

آموزش زبان ترکی آذربایجانی (جلسه هشتم):

اُوخشاماق: شبیه بودن

اُوخشاماق: موییدن (مویه کردن)

بُویون اُوخشاماق: قربون-صدقه کسی رفتن، تعریف کسی را کردن.

 

مثال1:  بو اونا اوخشاییر (این شبیه آن است).

مثال2: ننه سینین یاسیندا اوخشاییردی (در عزای ننه اش مویه می کرد).

مثال3: بالاسینین بویون اوخشادی (قربون صدقه بچه ش رفت).

 

 

 

مطالب مرتبط:

جلسه اول: اوز

جلسه دوم: قره

جلسه سوم: شیش

جلسه چهارم: داش کلم

جلسه پنجم: یازلیق

جلسه ششم: ایام هفته به ترکی

جلسه هفتم: ایده

مشکل عمل نکردن میانبرهای word 2010

اگه شما هم از اون آدمایی هستین که همش از کلیدهای میانبر استفاده میکنین و عمل نکردن این میانبرها توی Word 2010 اعصابتون رو خرد کرده راه حل اینجاس.

 

شرح مشکل: از وقتی ویندوز 8.1 نصب کردم کلیدهای Shortcut توی ورد 2010 هی عوض میشن. مثلاً واسه کپی کردن ctrl+C کار نمیکنه یا ctrl+Z و ctrl+V. این میانبرها توی بقیه جاهای ویندوز کار میکنن ولی توی word کار نمیکنن.

 

راه حل: راه حل خیلی ساده س. فقط مراحل زیر رو به همین ترتیب انجام بدین:

1. توی نرم افزار Word از منوی File گزینه Options را بزنید.

2. در ستون سمت چپ گزینه Language را انتخاب کنید.

3. در وسط صفحه در قسمت Choose Display and Help Languages، روی English کلیک کنید و در پایین آن کادر، روی گزینه Set as Default کلیک کنید.

4. این کار را برای کادر دوم هم تکرار کنید و Set as Default را بزنید.

5. در پایین صفحه روی دکمه OK کلیک کنید.

6. نرم افزار Word را ببندید و دوباره باز کنید.

7. اکنون که مشکل حل شده است برای ما دعا کنید!

 

اگر هم مشکل حل نشده، لااقل نفرین نفرمایید!

وقتی میخواهید word یا هر برنامه دیگر از آفیس را باز کنید زبان کامپیوترتان English باشد. در این صورت میانبرها درست کار می کنند.

دو روش برای ساختن اکانت یاهو! بدون نیاز به شماره تلفن!

دوش همی میرحسین آمد در بر ما و همی ما را بگفت ای دراز مشکلی دارم... گفتیم چه است؟ (چیه!) از دانشمند مجلس باز پرسم؟!.. گفت می خواهم یک اکانت یاهو ایجاد بنمایم و از خدمات ایمیل آن مستفیض گردم. لیکن در قسمتی که باید شماره تلفن خود را درج کنم، این ....ها نام ایران را حذف کرده اند. نمی شود. (یاهو ایران را تحریم کرده است)

گفتیم ای پسر! نیک نظر کن که چگونه کمر تحریم را خواهیم شکست!!

خلاصه جستجویی در گاگول دات کام!! (google.com) انجام دادیم. یکجا روشی را گفته بود که کدهای صفحه را دستکاری میکرد، یک جا یک افزونه! (تا حالا کلمه افزونه رو نشنیده بودم! add-on) معرفی کرده بود که طرف خودش اونو طراحی کرده بود و باید روی فایرفاکس نصب میشد. پس از کلی کلنجار رفتن با کدهای صفحه ثبت نام یاهو، دیدیم نمیشه. میرحسین هم نشسته بود هاج و واج تماشا میکرد که اینا چیه! خلاصه آقا نشد که نشد. نگو که یاهو اینها را فهمیده و جلوشان را گرفته است. بالاخره راهی یافتیم که اینجا هم میگوییم تا اگر کسی لازم داشته باشد به دردش بخورد.


روش 1: مراحل ایجاد account Yahoo بدون نیاز به شماره تلفن (همراه با جزئیات):

در این روش لازم است یک اکانت Gmail داشته باشید.


1. به صفحه Sign in to Yahoo بروید

2. در پایین صفحه در سمت راست که نوشته است:   Sign in with Facebook or Google، روی کلمه Google کلیک کنید. 

3. در پنجره ای که باز می شود نام کاربری و رمز عبور Gmail خود را وارد کرده و کلید Sign in  را بزنید.

4. گزینه Accept را بزنید.

5. نام و نام خانوادگی تان میتواند همان قبلی باشد یا اینکه تغییر دهید.

6. آی دی جدیدی که میخواهید در یاهو داشته باشید در کادر مربوطه وارد کنید و دکمه Check را بزنید.

7. رمز عبور دلخواه خود را وارد کنید...



روش 2: مراحل ایجاد account Yahoo بدون نیاز به شماره تلفن (همراه با جزئیات):

در این روش لازم است قبلا یک اکانت Yahoo داشته باشید.

1. به صفحه Sign in to Yahoo بروید.

2. نام کاربری و رمز عبور فعلی را وارد کرده و دکمه Sign in را بزنید.

3. روی علامت چرخ دنده در گوشه سمت راست بالا کلیلک کرده و Settings را انتخاب کنید.

4. در پنجره ای که در وسط صفحه باز میشود، از منوهای سمت چپ، گزینه accounts را انتخاب کنید. (معمولا خودش همین صفحه accounts را می آورد و نیازی به انتخاب کردن نیست).

5. در وسط صفحه گزینه Create an extra email address را انتخاب کنید تا پنجره جدیدی باز شود.

6. در سمت راست صفحه چند آی دی پیشنهادی نشان داده می شود که می توانید از بین آنها یکی را انتخاب کنید. یا اینکه در سمت چپ صفحه آی دی دیگری (با کلمات متفاوت) بنویسید و گزینه Check Availability را بزنید...

ایمیل جدید آماده است. رمز عبور آن همان رمز عبور ایمیل قبلی است که بعدا میتوانید عوض کنید.



نکته: در هر دوی این روش ها آی دی جدید به قبلی وصل است. این به خاطر این است که اگر رمزتان را فراموش کردید، یاهو آن را به آدرس ایمیل قبلی تان ارسال کند.

سوسک! حشره ناشناخته! مروری در دایره المعارف درازانه!

پس از نوشتن پست قبلی که در آن به سوکس! اشاره شد بر خاطرمان گذشت که اندکی در مورد این حشره ناشناخته قلم بساییم!

از حشره ها است یعنی 6پا دارد و بدن سه قسمتی شامل سر، سینه و شکم. البته مثل سایر حشره ها دوتا هم شاخک دارد.

نکته مهم: تفاوت سوسک (Cockroach) و سوسری (Beetle)

اوّلندش که بدن سوسک ها از سوسری ها محکمتر است و در مقابل ضربه و فشار مقاومت بیشتری دارد. دوّمندش سوسک ها بیشترشان می توانند پرواز کنند. سوّمندش سوسک ها دوتا بال ضخیم روی بالهای پروازی دارن که از بالهای پروازی محافظت میکنه.

چهارمندش که یه جورایی که به اوّلند و دوّمند و سوّمندش ربط داره! اینکه اونایی که ملت بهش میگن سوکس! اونا سوسری هستن! 


سوسری ها انواع مختلفی دارند. 4 نوع از مهمترین هایشان شامل: سوسری آلمانی، سوسری آمریکایی، سوسری استرالیایی، و سوسری آسیایی هستند که از بین آنها سوسری آلمانی و آمریکایی در ساختمان های مسکونی ایران بیشتر از بقیه سوسری ها دیده میشوند. 


ادامه مطلب اینجاست! + آموزش سمپاشی

ادامه نوشته

اثر بامول Baumol effect

طبق اثربامول  اگر در یک صنعت یا حرفه، دستمزدها افزایش یابد بدون اینکه بهره وری نیروی کار افزایش یافته باشد، در واقع دستمزد نسبی افزایش پیدا کرده است.

این اتفاق زمانی می افتد که دستمزدهای یک شغل که در آن بهره وری افزایش نیافته است، به تبعیت از سایر مشاغل که در آنها بهره وری افزایش یافته است، زیاد بشود. البته ممکن است این افزایش نیافتن بهره وری در شغل مورد نظر به این دلیل باشد که امکان آن وجود ندارد.

این پدیده را اولین بار ویلیام بامول و ویلیام بووِن در دهه ۱۹۶۰ توصیف کردند. به اثر بامول (Baumol Effect)، بیماری هزینه بامول (Baumol's cost disease) هم گفته می شود.



بعداً جهت اطلاع نوشت:

این مطلب در اینترنت در میان صفحات فارسی برای اولین بار در بلاگ ما درج شده است. (آیکون دراز کمیاب، نایاب، درسی، دانشگاهی، کنکوری، دست دوم بفرما داخل پاساژ!!)

چرا میوه های ما را ارزان میخرند؟!

اصلا هم تقصیر دولت احمدی نژاد یا وزیر اقتصاد و وزیر کشاورزی نیست. تقصیر آمریکا و استکبار جهانی هم نیست. حتی تقصیر دلال بازی های بازار هم نیست که از ما میخرند کیلویی 500 تومان، به ملت میفروشند 2000 تومان. تقصیر هیچ کدام از اینها نیست!

اکنون قضیه را برایتان توضیح میدهیم.

تصور بفرمایید یک شخص دراز برود بالای یک نردبان (چهارپایه) بلند و دستان پرتوان گجت را نیز داشته باشد! تا ارتفاع 4.5متری هر آنچه که بر بالای درخت باشد در تیر رس مان قرار دارد. میوه ها را میچینیم (میریزیم توی سطل، بعد آن سطل را میبرند توی جعبه پلاستیکی خالی میکنند) هر کدام که خوب باشد با خودمان می گوییم: حیف است این برود توی جعبه و پدرمان بفروشد! بعدش همانجا بالای نوردبان ...

و اینگونه است که همیشه میوه های ما را ارزان تر از محصولات دایی مان میخرند (همیشه!) با وجود اینکه باغ مان درست کنار هم است!




نیمچه مربوط نوشت:

1- خیلی حال میدهد میوه نشُسته خوردن! اصلا از این سوسول بازی ها خوشمان نمی آید! میوه باید در خانه شست، در باغ که نیازی به شستن ندارد!

2- جعبه پلاستیکی را میخریم دانه ای 1200 تومان! یعنی حدود 100 تومان برای هر کیلو میوه! یعنی یک چهارم یا یک پنجم کل قیمت میوه!

کنجد کنجد باز شو!

در داستان علی بابا و چهل دزد بغداد چنین آمده که وقتی رئیس دزدها میگفت "کنجد کنجد بازشو" تخته سنگ بزرگ کنار میرفت و در غار باز میشد.

این جمله در نسخه انگلیسی این داستان (Ali Baba and the Forty Thieves) چنین آمده است: Open Sesame!

آمده اند در کانادا یک شرکت را که سازنده دربهای اتوماتیک است با این نام افتتاح کرده اند! ببینید خارجکی ها هم برای شرکت هایشان اسم انتخاب میکنند ما هم اسم انتخاب میکنیم. آنقدر در تهران از این اسامی سه یا چهار کلمه شرکتها دیدیم (معمولا هم هیچ معنی خاصی ندارند!) که کلا حالمان از هر چه شرکت است به هم میخورد!

 

 

 

نیمچه مربوط نوشت:

1- یک رستوران لبنانی (در کالیفرنیا) هم به این اسم وجود دارد + چند غذاخوری دیگر در جاهای دیگر.

2- در نسخه انگلیسی داستان، بغداد را persia ترجمه کرده اند که قبلا به این موضوع اشاره کرده بودیم.

فرار مغزها چیست؟

به پدیده مهاجرت گسترده تحصیل کردگان، دانشگاهیان و دانشمندان یک کشور یا جامعه به کشورهای دیگر، اصطلاحا فرار مغزها گفته میشود. (ویکی پدیا)

لیکن فرار مغزها فقط این نیست! چنانچه در یک کشور سازمان های دولتی نخواهند یا نتوانند "مغزها" را جذب و نگهداری کنند، این افراد در بخش خصوصی مشغول به کار خواهند شد که این نوعی فرار مغزها از بخش دولتی به بخش خصوصی محسوب میشود.

نکته دیگر به تعریف "مغز" مربوط میشود. "مغزها" فقط افراد دارای رتبه علمی بالا یا نفرات برتر کنکورها و المپیادهای علمی نیستند، کسانی که در زمینه کاری خود دارای تجربه و مهارت زیادی هستند هم "مغز" محسوب میشوند.

بهانه بنی اسرائیلی

موسی به قومش گفت: خداوند میفرماید یک گاو را سر ببرید.

گفتند: ما را مسخره میکنی؟ (گرفتی ما رو؟!)

گفت: پناه میبرم به خدا از جاهلیت! (یعنی که مسخره کردن خلق کار جاهلان است!)

گفتند: از پروردگارت بخواه برای ما آن گاو را مشخص کند

گفت: خداوند میفرماید آن گاوی است که نه خردسال است و نه سالخورده.

گفتند: رنگ آن چیست؟

گفت: رنگ آن زرد روشن است و بینندگان را خوش آید.

گفتند: بیشتر توضیح بده

گفت: خداوند میفرماید آن گاو، گاوی رام نیست که زمین شخم زند یا کشت آب دهد. و نشاندار نیست.

پس گاو را کشتند. (سوره بقره آیات ۶۷ تا ۷۴)


ماجرا از این قرار است که جوانی از بنی اسرائیل، شبانه کشته شده بود و هیچ کس قتل او را گردن نمیگرفت. موسی (ع) را به داوری برگزیدند. موسی به امر خدا گفت گاوی را سر ببرید و قسمتی از گوشت آن گاو را به بدن مرده بزنید تا زنده شود و قاتل خودش را معرفی کند. لیکن بنی اسرائیل هی بهانه میگرفتند که مشخصات گاو را بگو.

اینگونه "بهانه بنی اسرائیلی" مثل شده است و به هر کس که بهانه الکی بتراشد گفته میشود.

 


اسمتان را (با حروف فارسی) در رمز   ادامه مطلب  بزنید. اگر باز شد که هیچ و اگر باز نشد بدانید که همه چیز مسخره است!

ادامه نوشته

اداری!

مدتی بود از سلسله پست های دایرة المعارف ننوشته بودیم گفتیم ملت را مستفیض کنیم!


*   هر کارمند اداری یک ماه در سال (30 روز کاری) مرخصی استحقاقی دارد که میتواند از آن (با موافقت رئیسش) استفاده کند. قسمت کارگزینی در پایان سال تعداد روزهای مرخصی که هر کارمند استفاده کرده است را (بر اساس برگه های مرخصی) تعیین میکند و با احتساب ذخیره مرخصی سال های قبل، میزان مانده مرخصی فرد تعیین میشود. اگر فرد از مرخصی خود استفاده نکند به سال بعد منتقل میشود و همینجور میتواند هی ذخیره کند و در سال آخر خدمت (موقع بازنشستگی) یکجا از آنها استفاده کند یا به جایش پولش را بگیرد!

نکته:

1. کارکنان قراردادی و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها نمیتوانند ذخیره مرخصی داشته باشند.

2. کارکنان پیمانی فقط میتوانند 15 روز ذخیره مرخصی داشته باشند. (مانده مرخصی بیش از آن خواهد سوخت و به سال بعد منتقل نخواهد شد.)


*   حداکثر مرخصی استعلاجی 4 ماه در سال است. مرخصی زایمان 6 ماه است. حداکثر مرخصی بدون حقوق برای هر کارمند، 3 سال در کل سنوات خدمت است.

نکته:

3. در حین مرخصی بدون حقوق، حق بیمه برای کارمند واریز نمیشود.

4. کارکنان طرحی (طرح خدمات نیروی انسانی) نمیتوانند مرخصی بدون حقوق داشته باشند ولی میتوانند گواهی موقت پایان طرح بگیرند و پس از آنکه مشکلشان حل شد برگردند و ادامه طرحشان را بگذرانند.


*   عیدی دو برابر حق سنوات است.

*   واحدهای دولتی مجازند 5% از کل درآمدشان را هر جور که میخواهند خرج کنند و دیوان محاسبات از این بابت آنها را بازخواست نخواهد کرد. به شرطی که در جای مجاز خرج کرده باشند.

*   10% حقوق کارکنان، به عنوان حق بیمه (سهم کارمند) از آنها کسر و به حساب سازمان تامین اجتماعی واریز میشود. سه برابر آن مبلغ (یعنی 30% حقوق) را اداره یا سازمان به عنوان حق بیمه سهم کارفرما پرداخت میکند.

نکته:

5. به جهت کمک به علم و این حرفها، وزارت آموزش و پرورش و دانشگاهها حق بیمه سهم کارفرما را پرداخت نمیکنند. این مبالغ از اعتبارات متمرکز دولت از وزارت رفاه، پرداخت میشوند.


فعلا بس است! همین ها را داشته باشید. مابقی بماند برای بعد. اگر فرصتی شد.



شعر نوشت مربوطه در ادامه مطلب  

ادامه نوشته

چند کلمه از قدیم!

-  اسم "تاريخ طبري" را شنيده ايد؟ طبرستان نام قديم مازندران است که در اصل "تپورستان" بوده است که پس از ورود اسلام، چون عربي "پ" ندارد، تپورستان به طبرستان تبديل شد! همين طور است تبديل "آذرآبادگان" به "آذربايجان" !

- محمد ابن زکرياي رازي را شنيده ايد؟ پزشک بزرگ و کاشف الکل. "رازي" يعني اهل ري !

- هِرَوي يعني اهل هرات

- مَروَزي يعني اهل مرو

- عمر بن ابراهيم خيام نيشابوري. خيام يعني خيمه دوز! پدرش خيمه دوز بود.



نامربوط نوشت از نوع تهران گردی :

در اين دو، سه روز ميشود گفت تمام تهران را گشتيم!

از کارخانه ي ذوب فلزات باتري سازي نيرو (صباباتري) گرفته تا قلهک و بيمارستان اختر و يافت آباد و هاشم آباد و وزارت بهداشت و ...

چيزهايي هم ياد گرفتيم که بعدا اگر فرصت شود خواهيم گفت.

+ اینکه یک قرآن هدیه گرفتیم.

طب سنتی 2 ( زایمان روی خاکستر و کزاز)

آن قدیم ها که هنوز دکتر-مُکتر اختراع نشده بود! ملت در خانه خودشان زایمان میکردند. شماها یادتان نمی آید! بروید از مادربزرگهایتان بپرسید!

برای اینکه خون و مایعات همراه نوزاد (مایع آمِنیوتیک) خانه را کثیف نکند زیر زائو مقداری خاک میریختند و از آنجا که خاک، مخزن باکتری کزاز است خطر بسیار مهمی مادر و نوزاد را تهدید میکرد. (آن قدیم ها کزاز دلیل بسیاری از مرگ و میرهای مادران و نوزادان بود)

پیشینیان میدانستند که در مواردی که زایمان، روی خاکستر انجام شده است مرگ و میر زائو و بچه اش کمتر از آنهایی است که روی خاک انجام شده اند. زیرا خاکستر (در اثر قرار گرفتن در گرما) کاملا ضدعفونی شده است.

مادرها یا مادرشوهرهایی که آینده نگر بودند از مدتی قبل، خاکستر از تنور جمع میکردند و میگذاشتند آماده بماند غافل از این که با این کار، زائو و فرزند تازه به دنیا آمده اش را در معرض مرگ قرار میدهند! فقط خاکستر تازه، استریل است و خاکستری که مدتی بماند احتمال آلوده شدنش وجود دارد.

لینک نوشت های نیمچه مربوط :

طب سنتی 1

سزارین = رستم زایی!


ادامه مطلب اینجاست!

ادامه نوشته

چرا جراحی زیبایی بیمه نمیشود؟!

جواب خیلی ساده است!

اکنون که بیمه هزینه ی جراحی زیبایی را نمیپردازد کلینیک ها اینقدر شلوغ هستند وای به روزی که بیمه پول جراحی پلاستیک را بپردازد! عمه بلقیس ما هم میرود دماغش را عمل میکند!


توضیحات تخصصی و غیر تخصصی در ادامه مطلب



نامربوط نوشت:

قربون جوانمردیت برم امام علی! میرفتی نون و خرما میذاشتی پشت در مردم.

امروز یکی در اتاقمونو زد رفتیم دیدیم جوجه کباب گذاشتن پشت در!!

ادامه نوشته

نعمت!

ری دن نعمت بزرگی است! به جان خودم!

خدایا هیچ کس را از این نعمت، محروم مدار!  آمین!



مار نوشت نامربوط :

- کوچکترین مار دنیا بین 5 تا 6 (حداکثر 10) سانتی متراست.

- بزرگترین آنها حدود 9 متر طول و 200 کیلوگرم وزن دارد!

- سریعترین مار دنیا یک مار سیاه آفریقایی به نام مَمبا (black mamba) است که گاهی سرعتش به 20 مایل در ساعت (حدود 32 کیلومتر بر ساعت!) هم میرسد! (عمرا اگر بتوانید از دستش فرار کنید!) دو قطره از زهر ممبای سیاه برای کشتن یک انسان کافی است!

- یک نوع مار (tiger snake) در یکی از جزایر تازمانیای استرالیا (Tasmania) وجود دارد که میتواند 11 ماه بدون غذا دوام بیاورد!

- هر ساله 5 میلیون نفر را در دنیا مار میگزد که 40 هزار نفر از آنها میمیرند!

- مارها به همدیگر هم رحم نمیکنند! مارهای بزرگتر، مارهای کوچکتر را میخورند.

- بهشت مارها!: جزیره ی  ilha da Queimada Grande . در این جزیره ی خالی از سکنه ی برزیل، در هر متر مربع یک مار وجود دارد! همه ی مارهای این جزیره از گونه ی سرنیزه ای طلایی

(Golden Lancehead) هستند.

عکسها در ادامه مطلب

ادامه نوشته

پریود شدن در زمان حج!

طبق احکام دینی، عادت ماهیانه موجب باطل شدن اِحرام فرد میشود!

برای اینکه شخص در حین احرام، پریود نشود می بایست بلافاصله پس از اتمام بسته ی 21 تایی قرص های پیشگیری از بارداری، استفاده از بسته ی بعدی را شروع کند.

در واقع نباید مثل همیشه بین اتمام یک بسته و شروع مصرف بسته ی بعدی قرص، یک هفته فاصله باشد.

مصرف دو بسته قرص پشت سرهم باعث بالا نگه داشتن میزان هورمون ها و ایجاد یک حالت بارداری کاذب در بدن و بنابراین مانع فروریختن بافت پوششی رحم میشود.

نکته1 :

این کار باید با مشورت پزشک انجام شود.

نکته2:

این کار فقط یک اقدام موقتی است و استفاده مداوم از این روش اصلا توصیه نمیشود!


لینک مرتبط: golestan.medicinal.ir

(البته استفاده از قرص بهتر و راحت تر است! مخصوصا وقتی با کاروان رفته باشید و زمانی برای از دست دادن نداشته باشید)


فقهی نوشت:

این کار از نظر شرعی مشکلی ندارد.  منبع: کتابخانه تخصصی حج . مساله 177


نیمچه مربوط نوشت:

کسانی که از قرص های پیشگیری از بارداری (LD و HD) استفاده میکنند، معمولا سالانه حدود 5 کیلو اضافه وزن پیدا میکنند! مخصوصا در سال های اول استفاده از قرص.

پول به عنوان یک کالا !

در پست پیشین چهار کارکرد پول را در اقتصاد گفتیم.

در تئوری اقتصاد اسلامی کارکرد چهارم پول به رسمیت شناخته نمیشود! چون اساسا "بهره" را مردود میدانند! (ربا)

فرقی نمیکند که پول را به عنوان یک کالا قبول کنیم یا نه! مهم این است که در اقتصاد امروز، زندگی بدون کارکرد چهارم پول اگر ناممکن نباشد، بسیار سخت خواهد بود! مگر آنکه چهارچوب دیگری برای اقتصادمان (متفاوت با آنچه که اکنون داریم) طراحی کنیم.

کارها به اینجا ختم نمیشود! پس از اینکه سیستم اقتصاد اسلامی طراحی شد باید در بین مردم جا بیفتد! وگرنه انگار نه انگار!

یک چیز دیگر هم بگوییم نه فقط در این مورد، در تمام جوانب زندگی تا طرح یا طرز فکر یا عقیده ای توسط مردم پذیرفته نشود، کاری نمیتواند از پیش ببرد.

در مورد سیستم بانکی کشور باید بگوییم این سیستم از سیستم بانکداری غربی (که در آن بهره "حق" صاحب سرمایه دانسته میشود) گرفته شده است که البته در آن تغییراتی ایجاد شده است (ولی نه به اندازه ای که بانکداری مان کاملا بومی شود).

تفاوت عمده بانکداری کشور ما با بانکداری غربی در این است که در کشورهای غربی بانکها فقط واسطه ی مبادله ی پول هستند ولی در کشور ما بانکها خودشان سرمایه گذاری هم میکنند! (اقتصاد دانان قسمتی از تورم کشورمان را مربوط به این موضوع میدانند!)

مطلب آخر اینکه بیشتر مردم بدون اینکه کارکردهای پول را بدانند (یا حتی نیازی به دانستن آن داشته باشند!) از پولشان استفاده میکنند (البته آنهایی که داشته باشند!). شاید جالب باشد بدانید وقتی مبلغی را به عنوان پس انداز در حساب بانکی تان نگه میدارید، در واقع از کارکرد چهارم پول بهره میبرید!


نامربوط نوشت1:

امروز به مناسبت افتتاح سلف سرویس جدید، نفری یک قاشق و چنگال میدادند. 3تا هم اتاقی مان امروز کلاس نداشتند برای آنها هم قاشق آوردیم. نه اینکه بلند کنیم هاا، سهم هم اتاقی هایمان را آوردیم!!


نامربوط نوشت2:

امروز بین کلاس 4تایی رفتیم نفری یک تاپ گرفتیم. عصری همه مان مثل ندید بدیدها پوشیده بودیم!


نامربوط نوشت3:

امروز صبح کنفرانس کلاسی داشتیم و ملت را مستفیض نمودیم از بیانات گهربارمان!

چهار کارکرد پول در اقتصاد !

استاد اقتصاد:

پول در اقتصاد چهار نقش داره.

1- وسیله سنجش ارزش

2- واسطه ی مبادله


کسی اون دوتای دیگه رو میدونه؟


دراز بی خاصیت:

سومی رو نمیدونم ولی چهارمیش میشه : پول به عنوان یک کالا !!

کلاس: 


استاد: بنویسین :

3- وسیله ذخیره ارزش

4- پول به عنوان یک کالا !!


کلاس:


دراز بی خاصیت :


ادامه مطلب اینجاست!

ادامه نوشته

کوفت !!

شاید وقتی به راحتی به هرکسی که دلتان میخواهد میگویید: "کوفت" نمیدانید این "کوفتی" که میگویید چیست!

کوفت همان بیماری سیفلیس (syphilis) است!! که به آن آبله فرنگی هم میگویند.

عامل بیماری : باکتری Treponema pallidum

به ندرت از طریق زخم و خراش پوستی منتقل میشود.

ممکن است در مراحل بعدی به قلب و رگهای خونی صدمه بزند (سیفلیس قلبی-عروقی) یا به مغز و طناب نخاعی برود (سیفلیس عصبی).

ممکن است سیفلیس عصبی (به دلیل از بین رفتن سلولهای عصبی بینایی) به کوری منجر شود.

سیفلیس به روایت ویکی پدیا

اطلاعات دیگری در مورد سیفلیس یا همان کوفت!



نامربوط نوشت : مدتی نبودیم. اکنون هستیم. همین!

هپکو HEPCo

Heavy Equipment Production Company

HEPCO

شرکت تولید تجهیزات سنگین!

این شرکت در سال 1351 به ثبت رسید، در سال 1354 فعالیت خود را در زمینی به مساحت 100 هکتار در اراک آغاز کرد.

راستش ما خودمان گمان میکردیم "هپکو" یک شرکت خارجی است!


صفحه اصلی سایت شرکت هپکو

تاریخچه ی هپکو از زبان خودش

هپکو به روایت ویکی پدیا



بعدا نوشت :

1- پس از آنکه پست  " حافظ و دوست دخترهایش "  را نوشتیم چند روزی نبودیم، خواهرمان برایمان چنین کامنت گذاشته بود:

کجایی؟ نکنه حافظ ازت شکایت کرده افتادی زندان؟!

2- امروز خبر رسید آن خواهرمان قرار است به این زودی ها یک عمل جراحی داشته باشد. برایش دعا کنید!

ایام هفته به ترکی!

در زبان ترکی هر کدام از روزهای هفته برای خودش اسم دارد و اینگونه نیست که برای نامگذاری روزها از اعداد استفاده شود! یعنی نمیگویند : یک شنبه، دوشنبه، سه شنبه و ...


شنبه :        یئللی گون : روز بادی !

یک شنبه :   سود گونو :  روز شیر !

دوشنبه :     دوز گونو :   روز نمک !

سه شنبه :   آرا گون :     روز میانی یا وسط (روز بازار هم میگویند)

چهار شنبه : اود گونو :    روز آتش !

پنج شنبه :   سو گونو :    روز آب !

جمعه :       آینی گون :   روز نو !


اسامی ماهها را هم اگر بعدا  فرصت شود خواهیم نوشت.

شکار دلفین ها و مسمویت با جیوه

هر سال در سواحل ژاپن (مخصوصا در شهر تای جی)  23000 دلفین کشته میشود!

شهر "تای جی" (Taiji) به دلیل برگزاری جشن های متعدد و استفاده از حرکات نمایشی دلفین ها و داشتن موزه ی دلفین، توریست های زیادی را از سراسر دنیا جذب میکند. توریست ها در حین خوردن غذاهای متنوعی که از گوشت دلفین تهیه شده است از تماشای این جانوران باهوش ذوق میکنند!

گوشت دلفین ها به دلیل آلودگی آب دریاها حاوی مقدار زیادی جیوه است. جیوه عنصری سمی است و بر بدن انسان مخصوصا زنان باردار تاثیر میگذارد. نوزادان این زنان به طرز فجیعی ناقص الخلقه خواهند شد!

استاندارد کشور ژاپن برای وجود جیوه در مواد غذایی، 4 ppm است در حالی که گوشت دلفین دارای 2000 ppm جیوه است! توصیه میکنیم از خوردن گوشت دلفین خودداری کنید!

مسمومیت با جیوه در سالهای دهه 1950 در ژاپن به دلیل استفاده از ماهی دریا شیوع گسترده ای پیدا کرد (آب دریا با فاضلاب کارخانه های صنعتی آلوده شده بود). این مسمومیت به "سندرم مینه ماتا" معروف شد (Minamata Disease). مینه ماتا شهری بود که بیشترین قربانیان این سندرم را داشت.

IWC یا کمیسیون بین المللی شکار وال ها (International Whaling Commission) مقرراتی را برای شکار وال ها (مثلا در مورد زمان مجاز صید) وضع کرده است. (دلفین ها جزو وال ها محسوب میشوند). 88 کشور در این کمیسون عضویت دارند.

عکس هایی از شکار وال ها در دانمارک

عکس های دیگری را اینجا میتوانید بیابید


تشکر ویژه : بدین وسیله از تمام عزیزانی که صلاح نمیدادند ما به وب سایت های خارجی دسترسی داشته باشیم و شب و روز زحمت میکشند و مدام صفحه ی پیوندها  را میکوبند توی سرمان، نهایت تقدیر و تشکر را به عمل می آوریم! نتوانستیم عکس های شکار دلفین ها در ژاپن را پیدا کنیم! یعنی پیدا کردیم ها ! ولی دستمان بهشان نرسید!

جالب است بدانید :

بیشتر مردم ژاپن گوشت دلفین را به عنوان یک غذا قبول ندارند و نمیخورند!

یازلیق ( گندم بهاره )

واژه ای است ترکی .

در لغت به معنی "بهاره" ، یا "بهاری" است. یعنی چیزی که به بهار مربوط است.

و در اصطلاح به "گندم بهاره" گفته میشود.


شمایل نوشت :

رنگش سرخ تر از گندم معمولی است و ممکن است با گندم های وارداتی اشتباه شود!

نکته : همه گندم های سرخ، یازلیق نیستند!


کشاورزی نوشت :

همانگونه که از اسمش پیداست این نوع گندم بر خلاف گندم های دیگر (که فصل کاشت آنها پاییز است) در فصل بهار کاشته میشود!


تحسین نوشت :

میگوییم عجب سرعتی دارد این یازلیق! اول بهار کاشته میشود و اول تابستان برداشته!


قناعت نوشت :

نژاد بسیار قانعی است و میتوان آن را در زمین های دیم ( و بدون نیاز به آبیاری ) کاشت!


کاربرد نوشت :

مهمترین کاربرد یازلیق در تهیه سمنو است! (البته دیده میشود که چون به سختی گیر می آید به جای آن از گندم معمولی در تهیه سمنو استفاده میشود)


کدبانو نوشت :

سمنوی یازلیق یک چیز دیگر است! خوش رنگ تر و شیرین تر !!


آدامس نوشت تشخیصی :

اگر مقداری یازلیق را دهانتان بجوید پس از چند دقیقه از مغز آن یک آدامس کاملا طبیعی در دهانتان تشکیل خواهد شد!! این نکته برای تشخیص یازلیق و گندم به کار می آید!


انقراض نوشت :

متاسفانه مقدار کاشت یازلیق نسبت به چند سال پیش بسیار کم شده است!


سوال : در ولایت شما به گندم بهاره چه میگویند؟!


بعدا نوشت:

دیروز فلسفه وجودی گندم بهاره را دانستیم! در مناطقی که زمستانها بسیار سرد است اگر گندم را در پاییز بکارند جوانه اش یخ میزند و رشد نمیکند! در این مناطق گندم بهاره میکارند.

تاریخچه کارخانه ارج!

قالیچه یعنی قالی کوچک! پس تاریخچه هم یعنی تاریخ مختصر و کوتاه! ما هم مختصر میگوییم!

(سوال : کلوچه یعنی چه؟!!)

کارخانه ارج در سال 1316 توسط مهندس خلیل ارجمند (توجه داشته باشید که اسم خودش هم "ارج" دارد!)، استاد دانشکده فنی دانشگاه تهران، با 8 نفر کارگر در خیابان 30 متری جی در تهران تاسیس شد. در سال 1321 به محلی در خیابان شوش تهران منتقل شد و پس از آن به محل فعلی اش در کیلومتر 5 جاده مخصوص کرج انتقال یافت.

طبق آمار، در سال 1382 این کارخانه 2300 کارمند (تولیدی و اداری) داشته است!


وجه تسمیه کارخانه :

آهنگری ، ریخته گری ، جوشکاری

   ا           ر          ج

man = مرد ؟! (lung)

در تعریفی از "ریه" (شُش) آمده است :

Lung : either of the two breathing organs in the chest of man and other animals

ترجمه دراز بی خاصیت :

ریه : هر یک از دو اندام تنفسی درون قفسه سینه مرد و سایر حیوانات !!!


مربوط نوشت آناتومیک :

1- ریه سمت چپ دو تکه است و ریه سمت راست سه تکه!

2- وقتی جسمی از طریق راههای هوایی به داخل ریه میرود آن را در ریه سمت راست بجویید! چون مسیرش مستقیم است!


مربوط نوشت قصابی :

وقتی حیوانی را ذبح میکنند پس از آنکه ریه هایش را درآوردند درون آنها را باد میکنند و سپس با چاقو برش میدهند تا خون درون آنها بیرون بیاید!

آموزش یک سبزه عید زیبا !

مواد لازم : یک دسته خوشه ی گندم!

روش کار : خوشه های گندم را مرتب میکنیم، انتهای خوشه ها را هم مرتب میکنیم یعنی ساقه شان را در یک ارتفاع یکسان میبُریم.

با یک نخ یا کش میبندیمشان تا از هم نپاشند.

(البته ساقه ی اینها بلند است. شما کوتاهتر از این ببرید)

دسته ی خوشه گندم را درون یک ظرف قرار میدهیم و رویش یک دستمال خیس می اندازیم. به همین سادگی! کافیست روزی دو یا سه بار هر بار چند قطره آب روی دستمال بپاشید چون دستمال باید همیشه مرطوب بماند.

پس از چند روز گندم ها دورن خوشه شروع به رشد میکنند. بگذارید همچنان زیر دستمال مرطوب باشند. وقتی اندازه ی جوانه ها به حدود 3 یا 4 سانتی متر رسید خوشه را بردارید و در گلدان قرار دهید و درون آن آب بریزید!

تنها کاری که در این مرحله باید انجام دهید آب دادن به سبزه است و اینکه منتظر باشید عید برسد!

اگر میخواهید به هنگام عید سبزه تان در اوج زیبایی باشد تا حدود 8 اسفند مهلت دارید! پس از آن دیر میشود و موقع تحویل سال سبزه های تان فسقلی خواهند بود!

سبزه تان در سر سفره هفت سین اینگونه خواهد بود :

بر چسب ها : آموزش سبزه عید ، سبز کردن سبزه ، یک سبزه فانتزی برای عید ، سبز کردن گندم با خوشه ، سبزه عید ، آموزش سبز کردن گندم ، سبزه عید نوروز ، آموزش سبز کردن سبزه ، درست کردن سبزه عید ، کاشتن سبزه عید

کلم خورها !

در ولایت ما کلم سفید یا همان کلم برگ را نمک میزنند و میخورند! (خارج از سالاد!) ما خودمان (شخص جناب دراز بی خاصیت) هم علاقه ی زیادی به این میوه!! داریم از انواع مختلف آن!

خاصیت نوشت :

کلم برگ دارای فسفر و کلسیم زیادی است و برای بافت استخوانی مفید است!


سوال :

در ولایت شما به این نوع کلم چه میگویند؟!

در ولایت ما بهش میگویند : داش کلم! (نکته: این "داش" مخفف داداش نیست!! به معنی سنگ است! یعنی کلم سنگی! زیرا بسیار سفت است!)


ترشی نوشت :

ترشی کلم گل (گل کلم) بسیار خوشمزه است! کافی است گل کلم ریز شده را در سرکه بریزید و مدتی بماند!

آشپزی نوشت :

در ولایت ما دلمه کلم برگ هم درست میکنند!


جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد کلم به اینجا مراجعه کنید!

تولید قند از چغندر

میخواهیم خلاصه ای از روند تولید قند را از چغندر برایتان بگوییم!

پس از آنکه چغندر به کارخانه قند رسید آن را با آب پر فشار میشویند تا خاک و گِل آن برود. در مرحله بعد چغندر را رنده میکنند و پس از رنده کردن نوبت پخت است (در مرحله ی پختن بوی بسیار بدی دارد!). سپس شیره ی آن را میگیرند (به این شیره، "ملاس" میگویند). ملاس به رنگ قهوه ای تیره است و بوی خوبی دارد. شکر سفید را از ملاس تیره درست میکنند! برای این کار ملاس را درون سانتریفیوژهای بزرگی میریزند تا درون آن بچرخد و برای سفید کردن رنگ آن از آهک استفاده میکنند! شکر داغ بسیار خوشمزه است! شکر پس از آنکه سرد شد به سیلوهای ذخیره شکر میرود تا درون قالب ریخته شود و به شکل کله قند در بیاید.

نکته :

به بعضی از کارخانه های قند میگویند : "کارخانه قند صنعتی" . این کارخانه ها خودشان شکر تولید نمیکنند بلکه شکری را که دیگر کارخانه ها تولید کرده اند در قالب میریزند و تبدیل به قند میکنند!


تفاله چغندر به دو صورت تر و خشک در دامداری ها برای خوراک دام ها استفاده میشود. تفاله تر به صورت رنده شده و شبیه گوشت چرخ کرده است. البته رنگش بین آبی و سبز است. و تفاله خشک به صورت لوله های قهوه ای رنگ است که اگر در آب قرار بگیرد به شکل تفاله تر درمی آید.

"بد نیست بدانید" نوشت :

چون تولید چغندر در ولایت ما زیاد است کارخانه قند شهرمان فقط از کشاورزانی چغندر میخرد که در ابتدای فصل کشت بروند با کارخانه قرارداد ببندند و بگویند که مثلا من امسال 3 هکتار چغندر خواهم کاشت و اگر بیشتر از مقدار گفته شده بکارند روی دستشان باد خواهد کرد!

نکته پایانی :

قیمت چغندر بر اساس میزان شیره اش تعیین میشود! یعنی از چغندرها نمونه گیری میکنند و شیره شان را اندازه میگیرند. هر چه شیره بیشتر، قیمت بیشتر!

ICU و CCU

۱- ICU = I See You !!! یعنی می بینمت!!!

۲- CCU = See See You !!!  : ببین (حواست باشه) میبینمت!

 یاد همراه اول افتادیم! هیچ کس تنها نیست!! 

 

ICU بخش مراقبت های ویژه است : Intensive Care Unit. برای کسانی که زندگی شان با شرایط بحرانی مواجه شده است!

ICU انواع مختلفی دارد ولی اگر به تنهایی (بدون هیچ پیشوندی) بیاید معمولا برای مراقبت از کسانی که وضعیت بحرانی (مثلا سکته مغزی) داشته باشند استفاده میشود.

CCU بخش مراقبت ویژه قلب است : Cardiac Care Unit یا Cronary Care Unit.

NICU ویژه نوزادان است : Newborn Intensive Care Unit یا Neonatal ICU. برای نوزادانی که مشکل داشته باشند تا زمان بهبودی. نوزادان زودرس را در محفظه ای به نام انکوباتور (Incobator) قرار میدهند.

PICU بخش ویژه اطفال است : Pediatric ICU . بچه های زیر یک سال "نوزاد" محسوب میشوند و پس از آن تا 12،13 یا 14 سالگی جزو "اطفال" محسوب میشوند و پس از آن در صورت بستری شدن، در بخش بزرگسالان بستری میشوند.

BICU بخش ویژه سوختگی : Burnt ICU. تعداد آن در کشور بسیار کمتر از انواع دیگر آی سی یو است و فقط در مراکز و بیمارستان های سوانح و سوختگی وجود دارد.

ICU و CCU  هر کدام به دو قسمت جراحی و غیرجراحی تقسیم میشوند.

MICU آی سی یو داخلی یا غیرجراحی : Medical ICU

SICU آی سی یو جراحی : Surgical ICU


"نکته انحرافی" نوشت :

در برخی کشورها به بخش مراقبت های ویژه به جای ICU ، میگویند : CCU !!! که مخفف Critical Care Unit است. و به بخش مراقبت های ویژه قلبی به جای CCU ، میگویند: CVICU !! که مخفف CardioVascular Intensive Care Unit است.

مشابه نوشت :

PACU بخش مراقبت بعد از عمل جراحی (ریکاوری) است : Post Anesthasia Care Unit

دعا نوشت :

امیدواریم گذر هیچ کس به بیمارستان یا حداقل به بخش مراقبت ویژه نیفتد!

شیشه نزدیکتر از سنگ ندارد خویشی!

شیشه نزدیک تر از سنگ ندارد خویشی!    هر شکستی که به هر کس برسد از خویش است!


با بحث فلسفی و پیام اخلاقی شعر کاری نداریم! خواستیم یادآوری کنیم شیشه و سنگ (ماسه) هر دو از جنس سیلیس (اکسید سیلیسیم) هستند! از یک جنس اند و این چنین!


مربوط نوشت :

در برگهای برخی گیاهان (مثلا گروه گیاهان نی مانند) سیلیس تجمع می یابد و اگر دستتان را در جهت پایین به بالا به پشت برگ این گیاهان بکشید دستتان را خواهند بُرید! (البته توصیه نمیکنیم این را امتحان کنید!)


نامربوط نوشت :

    میفرماید:              باور کنید پاسخ آینه، سنگ نیست!

یاد آن شعر افتادیم که :

آینه چون عیب تو بنمود راست    خود شکن! آیینه شکستن خطاست!


با جستجوی " سکینه دایقیزی " به وبلاگ ما رسیده اند.

   VIP

میگوییم آن قدیم ها علم بسیار پیشرفته تر از امروز بوده ولی بعدها از بین رفته و اکنون ما داریم راهی را که قبلا رفته شده از نو میرویم!

این خارجکی ها هم که کلا تعطیل میباشند و اصلا حالشان خوش نیست! همه ی چیزهای خوب را برمیدارند برای خودشان و بدها را برای ما میگذارند!

بحث امروز ما "VIP" است. به فارسی میشود : خدمات ویژه! و در استادیوم میشود : جایگاه ویژه!

VIP مخفف عبارت Very Important Person است یعنی افراد خیلی مهم! (مثلا خود ما! دراز با خاصیت!)

شماها یادتان نمی آید! آن قدیمها که اوتول و طیاره و ... نبود و ملت با کاروان مسافرت مینمودند از کاروانسرا استفاده میکردند.

کاروانسرا حجره های زیادی داشت که هر کدام را به کسی اختصاص می دادند. یک حجره ی بزرگ در وسط حجره های دیگر و روبروی در ورودی کاروانسرا وجود داشت که به آن می گفتند "شاه نشین" . این همان جایگاه ویژه است! VIP !

آن زمان که کاروانسراهای ما قسمت VIP داشت خارجکی ها کاروانسرا هم نداشتند! چه برسد به جایگاه ویژه!


شعر نوشت مربوطه :

شاه نشین چشم من تکیه گه خیال توست      جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو


"یادباد" نوشت :

آن اوایل که این وبلاگ را زده بودیم یک مخاطب داشتیم که با نام " VIP " برایمان کامنت می گذاشت. یادش بخیر!


لینک نوشت های مربوطه:

تا شد تهی از خویش و ...

کمپرس!


ادامه نوشته

آمار درازانه! . این داستان: پوشش صد درصدی بیمه

 عرض کنیم به محضر مبارکتان که در این چند روز که نبودیم داشتیم زاغ سیاه چوب میزدیم و آمار میگرفتیم! (آیکون دراز آمارگیر!)

میخواهیم برایتان یک قصه بگوییم! داستان را اینگونه شروع میکنیم که فرض بفرمایید اینجناب (دراز بی خاصیت) رئیس جمهور کشور گینه ی بی ساحاب! -ببخشید منظورمان همان بی سائو بود- شده ایم. برای اینکه بگوییم بی خاصیت نیستیم دستور میدهیم تمام "بی" ها را به "با" تبدیل کنند. میشود : دراز با خاصیت٫ رئیس جمهور گینه ی با سائو!

بگذریم. برویم سر آمار و نمودار و این "چیز" ها !

کشور من! (مال بابامه!) یعنی گینه ی بی سائو حدود ۷۳-۷۲ ملیون جمعیت دارد.

یک آماری میگیریم میبینیم ۸۰ میلیون دفترچه بیمه در دستان ملت است و ۸ میلیون نفر هم دفترچه بیمه ندارند!

اندکی که به مخمان فشار می آوریم میفهمیم که ۱۶ ملیون نفر دوتا دفترچه دارند یا بعضی ها ممکن است سه تا و بیشتر!   مثلا ما خودمان یک دفترچه تامین اجتماعی داریم٫ یک دفترچه بیمه تکمیلی٫ و همسرمان هم کارمند بانک ملی است و علاوه بر این دو موردی که ما برایش تهیه نموده ایم یک دفترچه مخصوص کارمندان بانک ملی هم دارد! و موارد مشابه دیگر.

ادامه مطلب اینجاست!

ادامه نوشته

لعن هارون!

ماجرای قتل عام برمکیان به دست هارون الرشید را که یادتان است!

بعد از مدتی هارون فهمید چه کار کرده است اما دیگر دیر شده بود. به قول شاعر:

گرچه آب رفته باز آید به رود   ماهی بیچاره اما مرده بود!

از آن پس هر کس نزد هارون از برمکیان بد میگفت هارون چنین جواب میداد:


O slanderers, be your sire of sire bereft

Give o'er or fill the gap which they have left

معنی:

ای یاوه گو، پدرت پدر نداشت! (معلوم نیست چه کسی پدر پدرت است!)

یا این سخنان را تمام کن یا خلائی را که پدرانت بر جای گذاشته اند پر کن (و پدر پدرت باش!).


توضیح نوشت ها :

1- البته هارون این مطلب را به زبان فصیح عربی (البته آن هم به شعر) بیان داشته است و این بیت ترجمه ی انگلیسی آن است.

2- اینگونه لعن در بین اعراب آن زمان رایج بود. (عربهای امروز را نمیدانیم)


نکته نوشت:

o'er معادل over است با این تفاوت که بیشتر در زمان های قدیم و آن هم بیشتر در زبان ادبی و اشعار استفاده میشد.

(آیکون دراز مورخ+ آیکون دراز زبان دراز (چندزبانه!)+ آیکون دراز بیکار!)


محض اطلاع نوشت:

این بیت در google فقط در دوجا (غیر از وبلاگ ما) و در yahoo فقط در یک جا پیدا میشود! (آیکون دراز نایاب!)

بع بع یا مع مع؟!

عید قربان نزدیک است! پس به یاد اولین گوسفند آسمانی که جان اسماعیل را نجات داد 7بار با هم بگوییم : مععع معععع !!

شاید بیشترتان بر این باور باشید که صدای گوسفند "بع بع" است نه "مع مع" ! ولی ما به  عنوان کسی که گوسفندان بسیار بسیار زیادی را مشاهده نموده، چند سال گوسفند داری کرده، در قتل چندین تن از گوسفندان مشارکت داشته و با دستان خود پوست آن بیچاره ها را کنده است میگوییم که صدای گوسفند "مع مع" است و "بع بع" صدای بز است!

انشاالله که تفاوت گوسفند و بز را میدانید! ولی اگر نمیدانید چند مورد از تفاوتهایشان را برایتان مینویسیم:

اولین تفاوتشان صدایشان است که گفتیم. دوم پشمشان است. پشم گوسفند فرفری و مجعد است و پشم بز صاف. از تفاوت های بارزشان شاخ است! بز شاخ دارد ولی گوسفند شاخ ندارد. چهارمین تفاوت بز و گوسفند شکل دمشان است. دم بز کوتاه است و بر خلاف بیشتر موجودات دمش به سمت بالا است و شرمگاهش را نمیپوشاند! این دم کوتاه عاری از هر گونه چربی و دمبه است. برخلاف بز، گوسفند دم بزرگی دارد که حاوی دمبه زیادی است.

این دو موجود با یکدیگر تفاوت روحی هم دارند که باعث میشود معمولا در کنار هم نگهداری نشوند! گوسفند سر به زیر است و بز سر به هوا ! گوسفند موجود آرامی ست در حالی که بز همه اش دوست دارد برود بالای آخور!

لینک نوشت مربوطه :

www.gusfand.DerazBoy.com

هدفمند کردن یارانه ها (2)

چند وقت پیش بنا به درخواست یکی از مخاطبان وبلاگمان پستی در مورد یارانه ها و هدفمند کردن آن نوشتیم به آدرس زیر:

www.DerazBoy.yarane.com

در آن پست بیشتر سعی مان بر این بود که یارانه را تعریف کنیم و فلسفه ی وجودی اش را بیان نماییم لیکن امروز میخواهیم اندکی در مورد هدفمند کردنش صحبت کنیم.

عرض کنیم خدمتتان که هدفمند کردن یارانه ها حرف جدیدی نیست! و در واقع یارانه ها در کشور ما از مدت ها پیش هدفمند بوده است! لیکن به صورت کالا محور!

هدفمندی کالا محور بدین معنی است که به کالاهای اساسی که مردم نیاز مبرم بدان دارند یارانه تعلق میگیرد تا مردم سختی نکشند. مثل نان، شیر، بنزین، بهداشت و درمان(به صورتی متفاوت با بخشهای دیگر)، آموزش و ... .

در سیستم کالا محور استفاده از کوپن یکی از رایج ترین راه هاست و کالاهای اساسی را به ازای کوپن ارائه میدهند. یکی، دو دهه پیش بنزین کوپنی بود، برنج و روغن و قندو شکر و حتی مرغ هم کوپنی بود!

یکی از معایب سیستم کوپنی ایجاد بازار سیاه و خرید و فروش کوپن است و میبینیم که این سیستم هنوز ادامه دارد! یکی که وانت دارد و بنزینش اضافه می آید میفروشد! به یکی بن کتاب میدهند و کتاب نمیخرد بن را میفروشد و موارد مشابه.

یکی دیگر از روشهای هدفمندی یارانه ها به صورت کالا محور برداشتن کوپن است. در واقع کوپن مال زمانی است که خیلی محدودیت منابع داشته باشیم و وقتی که منابع مان اندکی بیشتر شد کوپن را حذف میکنیم (ولی همچنان به آن یارانه میدهیم).

مثلا بنزین تا یکی، دو سال پیش اینچنین وضعیتی داشت تا این که دوباره کوپنی شد! یا نان تا 7، 8 ،10 سال پیش کوپنی بود و تعداد نان خانوار به تعداد افراد خانوار بستگی داشت. سیستمی که هم اکنون در بسیاری از روستاهایی که نانوایی دولتی در آن دایر شده اجرا میشود.

اما هدفمندی یارانه ها به روش جدید چیست؟

روش جدید هدفمندی یارانه ها روش فرد محور است! یعنی به افراد یارانه داده میشود نه به کالا! در پست پیشین نان را مثال زدیم. امروز میخواهیم مساله ی بنزین را شرح دهیم.

به بنزین یارانه داده میشود و به قیمتی پایینتر از قیمت تمام شده در اختیار ملت قرار میگیرد. سوالی که اینجا پیش می آید این است که تفاوت ما که ماشین نداریم با آن که به تعداد ایام هفته ماشین دارد چه میشود؟ این یارانه از حق تمام ملت پرداخت میشود ولی تمام ملت از آن استفاده نمیکنند! همان گونه که در پست قبلی گفتیم این (روش فرد محور) به عدالت نزدیکتر است! به شرطی که درست اجرا شود!

از مشکلات پیش روی پرداخت نقدی یارانه ها:

یکی اش (نه همه اش!) این است که ما به خانواده یارانه ی بهداشت و درمان میدهیم تا مثلا پدر یا مادر خانواده که مریض است برود دکتر. ولی چیزی که در واقعیت اتفاق می افتد غیر از این است! پدر بیچاره ترجیح میدهد درد بیماری بکشد ولی در عوض برای بچه اش گوشت و میوه تهیه کند! و بدین ترتیب یارانه ی پرداختی ما به هدفش (درمان خانواده) نرسید و تمام تلاش ما برای هدفمند کردنش به هدر رفت!

دیگر اینکه در پست قبل گفتیم دانشگاه ها دولتی خواهند ماند ولی مطلع شدیم اینگونه نیست! (آیکون اعترافات درازانه!) دانشگاه ها به بخش خصوصی واگذار خواهد شد و فقط چند عدد از آنها دولتی خواهد ماند یا اینکه در بعضی از دانشگاهها برای کسانی که توانایی مالی ندارند بورسیه خواهند گذاشت.

نکته دیگر اینکه: در تمام طول تاریخ (به جز موارد معدودی) هر اتفاقی افتاده ثروتمندان غنی تر و فقرا فقیرتر شده اند! از ته دلمان از خدا میخواهیم که در این تغییر بزرگ (که در کشورمان در حال انجام است) اینگونه نباشد! آمین

نکات پایانی:

1- دو سال پیش وقتی شنیدیم کرج استان خواهد شد به نام البرز زیاد برایمان مهم نبود ولی آن موقع چیز دیگری هم شنیدیم که اکنون مهم است! قرار است 3تا صفر از پول کشور برداشته شود!

2- فکر میکنید علت کم شدن دلار در بازار و بالا رفتن قیمت آن و گران شدن طلا و آهن ارتباطی به نکته بالا و پرداخت نقدی یارانه ها داشته باشد؟!

میکروفون!

اگر مشتری همیشگی مان باشید میدانید که چندی پیش یک پست طولانی در وصف خاصیت های آهنربای الکتریکی نگاشتیم :        (http://www.DerazBoy.AhanrobA.com )

امروز یادمان آمد که آن زمان مطلبی را فراموش کرده ایم بگوییم! میکروفون!

درون میکروفون (همه میکروفون ها) یک سیم پیچ وجود دارد. علاوه بر سیم پیچ فوق، یک صفحه ی مغناطیسی (یعنی آهنربای) بسیار ظریف هم درون میکروفون وجود دارد.

وقتی جلوی میکروفون صحبت میکنید ارتعاش صدای شما آن صفحه مغناطیسی را به ارتعاش در می آورد. با ارتعاش صفحه ی (آهنربای) مغناطیسی، در سیم پیچ (آهنربای الکتریکی) جریان الکتریسیته ایجاد میشود.

این جریان الکتریکی پس از تقویت به بلندگو منتقل میشود.

در بلندگو (اسپیکر) عکس آنچه که در میکروفون اتفاق می افتد، اتفاق می افتد (جمله رو داشتین؟!). اساس اسپیکرها دو قسمت است: 1- یک قطعه آهنربا (که اندازه اش به قدرت اسپیکر بستگی دارد و برعکس!). 2- یک صفحه کاغذی (از کاغذ مخصوص) که در وسط آن یک سیم پیچ وجود دارد.

با کم و زیاد شدن شدت جریانی که به اسپیکر (آن سیم پیچ پشت صفحه کاغذی) وصل است، شدت میدان مغناطیسی ایجاد شده در سیم پیچ و به دنبال آن نیروی دافعه بین آهنربای الکتریکی و مغناطیسی تغییر میکند. این تغییر باعث دور و نزدیک شدن (ارتعاش) پرده کاغذی میشود که صدا تولید میکند.

نکته :

وقتی جریان ثابتی به بلندگو وصل باشد هیچ صدایی از آن شنیده نخواهد شد!


پس نوشت ها :

1- اگر این مفاهیم ساده را متوجه نشدید نگران نشده و به هوش خود شک نکنید! خودمان هر جمله مان را 3بار خواندیم تا بفهمیم چه نوشته ایم!

2- درون میکروفون چیزهای دیگری هم وجود دارد اما چون اصل کار را این دو قسمت انجام میدهند از نوشتن موارد دیگر خودداری نمودیم. بنابراین به سرتان نزند که میکروفون اختراع کنید!!!

جرثقیل!

کلاس پنجم بودیم که یک جرثقیل اختراع نمودیم! روش ساختش را برایتان مینویسیم فقط به این شرط که نروید در سازمان ثبت اختراعات به اسم خودتان ثبت کنید!!!

مواد لازم:

- یک صفحه تخته ای (انتهای جعبه میوه!)

- یک تخته به طول 40 سانت و قطر2×2 (یا شبیه آن!)

- اندکی سیم نرم (مفتول)

- نخ محکم تقریبا یک متر

- میخ به تعداد لازم

ابزارهای مورد نیاز:

- انبردست

- چکش

روش کار:

از سیم سه قطعه به طول 2 سانتی متر می بریم و در دو انتهای تخته 40 سانتی و یکی هم در وسط آن نصب میکنیم. برای این کار سیم را به شکل U درمی آوریم و مانند میخ به تخته میکوبیم.

میله تخته ای (40 سانتی) را به طور مورب به صفحه تخته ای میخ میکنیم.

قسمت دیگری که برای جرثقیل مان نیاز داریم قرقره است که باید از سیم بسازیم. دو قطعه سیم به طول تقریبی 10 سانت می بریم و به صفحه تخته ای میکوبیم (همانند میخ). انتهای دیگر سیم های مذکور را با انبر دست گرد میکنیم.

یک قطعه دیگر از سیم میبریم (تقریبا دو برابر فاصله سیم هایی که مثل میخ کوبیدیم به صفحه). سیم مذکور را در حلقه های دو سیم فوق قرار داده و به شکل " ک" در می آوریم. این قرقره مان است!

از سیم مفتولی یک قلاب کوچک درست میکنیم و به انتهای نخ میبندیم.

انتهای دیگر نخ را پس از گذراندن از سه حلقه ای که روی میله ی 40 سانتی ایجاد نموده ایم به محور قرقره ای که ساخته ایم میبندیم.

جرثقیل مان آماده ی استفاده است!

یارانه ها و هدفمند کردن آن !

اول از همه بگوییم که این پستمان "درخواستی"! است و بنا به در خواست یکی از مخاطبانمان به رشته ی تحریر در آمده است.

دوم از همه بگوییم که اگر حوصله تان اجازه بدهد این مطلب نسبتا طولانی را از دست ندهید.

چیزی که این روزها نُقل محافل شده است همین طرح هدفمد کردن یارانه ها است. اما ابتدا باید ببینیم این "یارانه" چیست که میخواهند هدفمندش بکنند.

"یارانه" از ریشه ی "یاری و یاری نمودن" است و در اصطلاح به مبلغی گفته میشود که دولت برای کمک و یاری نمودن ملت میپردازد(معادل انگلیزی آن میشود سوبسید Subsidies ). "یارانه" از لحاظ ساخت واژه شبیه "کارانه" (پورسانت) ، "رایانه" (کامپیوتر) ، "سامانه" (سیستم) ، "پایانه" (ترمینال) و امثال آن است.

حال فلسفه ی وجودی یارانه را بررسی کنیم. به زبان خودمانی یعنی ببینیم اصولا این یارانه برای چه به وجود آمده است؟! یارانه همانگونه که در تعریفش گفتیم پولی است که دولت برای یاری ملت میپردازد یعنی جایی که ملت توان پرداخت هزینه ی چیزی را نداشته باشد دولت می آید وسط و مقداری از هزینه را میپردازد تا ملت مشکلشان حل بشود.

سوال : یارانه به چه چیزهایی تعلق میگیرد؟

ادامه مطلب اینجاست!

ادامه نوشته

بنی آدم! (گرامر انگلیسی)

پشت اسکناس های ده هزار تومانی را اگر دیده باشید نوشته است:

Human beings are members of a whole

in creation of one essence and soul

ترجمه دراز بی خاصیت:

انسانها اعضای یک کل اند / در آفرینش ِ یک عصاره و روح !

نکته گرامری:

" are " به قرینه لفظی از مصرع پایینی حذف شده است و در اصل چنین بوده است:

In creation ARE of one essence and soul

ترجمه دراز با خاصیت:

انسانها اعضای یک کُل هستند / در آفرینش از یک عصاره و روح هستند!


ترجمه اصل سه بیت به انگلیسی:

Human beings are members of a whole

In creation of one essence and soul

If one member is afflicted with pain

Other members uneasy will remain

If you've no sympathy of human pain

The name of human you cannot retain

ترجمه های دیگری نیز برای این شعر وجود دارد که به نظرمان این بهتر از بقیه آمد. جهت مشاهده ترجمه های دیگر به ویکی پدیا و سایر منابع مراجعه کنید.


شعر نوشت مربوطه:

بنی آدم اعضای یکدیگرند         سر تخم مرغی به هم میپرند!

چو عضوی به درد آورد روزگار      دَرَک! دگر عضوها را چه کار؟!

تو کز محنت دیگران بی غمی    چرا بند کفش مرا می جَوی؟!

طب سنتی1 (به گربه گفتن شاشت دواس..)

احتمالا مثل " به گربه گفتن شاشت دواس، خاکش کرد " را شنیده باشید.

میدانید که آن قدیم ها مثل الان نبود که هر کس هر چه دلش بخواهد بگوید و مینشستند کلی فکر میکردند تا یک حرف بزنند که تا سالها (و قرن ها) باقی بماند.

در مورد این مثل باید بگوییم که وقتی به کار میرود که کسی بتواند کار مفیدی انجام دهد ولی از انجام آن خودداری کند. یا اینکه از کسی کمک بخواهید و او (در حالی که توانایی اش را  دارد) امتناع بورزد.

همانگونه که گفتیم آن قدیمها حرف الکی نمیزدند. ببینیم ریشه ی این مثل از کجا آب میخورد!

نکته اول اینکه گربه (بر خلاف حیوانات بسیار دگر) حیوان با ادبی است! و پس از اینکه قضای حاجت نمود روی آن را با مقداری خاک میپوشاند.

دوم: این مثل یک ریشه پزشکی هم دارد و آن اینکه "شاش" دوا میباشد! شاید اکنون که شما این مطلب را میخوانید خنده تان بگیرد یا حالتان بهم بخورد ولی این یک واقعیت تاریخی است که از نظر علوم پزشکی هم تایید شده است!

آن قدیمها وقتی سر کسی میشکست میگفتند: " شاش (پسر) بچه بریز روی زخم! ". تحقیقات نشان داده که ادرار یک ماده ضدعفونی کننده است بنابراین در جلوگیری از عفونت کردن زخم و تسریع بهبودی آن موثر خواهد بود!

نکته سوم اینکه بین ادرار کودک و بزرگسال نیز تفاوت قائل شده اند! که این به خاطر احتمال وجود عفونتهایی است که در کودکان یافت نمیشود (بیماری های مقاربتی یا همان (STD (Sexually Transmitted Disease و اینکه کلا احتمال آلودگی ادرار کودکان کمتر است).

چهارم : تفاوت قائل شدن بین کودک دختر و پسر به دلیل تبعیض جنسیتی حاکم بر جامعه در گذشته نمیباشد و موضوعی کاملا مربوط به پزشکی است! دختر بچه ها به دلیل فیزیولوژی خاص بدنشان در صورتی که کوچکترین سهل انگاری در موردشان صورت بگیرد مبتلا به عفونت های مجاری ادراری خواهند شد. (بنابراین در بهداشت کودکانتان مخصوصا در فصل سرما کوشا باشید زیرا که عفونت ادراری میتواند عوارض بسیار خطرناکی داشته باشد).

در زبان ترکی علاوه بر  این مثل (معادل ترکی آن) مثل دیگری هم در این مورد وجود دارد بدین شرح: "سن ده بیر یارالی بارماغا ایشه! " یعنی: برای یک بار هم که شده به یه انگشت زخمی بشاش! (به یه دردی بخور!)


هشدار!!! :

مطالبی که خواندید صرفا جهت ریشه یابی مثل فوق و نیز اطلاع از وضعیت بهداشت و پزشکی در گذشته میباشد و امروزه داروهایی چون سفالکسین، پنی سیلین، آموکسی سیلین، کوآموکسی کلاو و ... (البته با تجویز پزشک) کارایی بهتری دارند! (نروید روی زخم کسی کار بی تربیتی بکنید!!!)

پوزش نوشت :

پوزش میطلبیم که از کلمات بی ادبی استفاده نمودیم مطالب علمی بود و میدانید که علم ، حیا ندارد!

سزارین = رستم زایی !

سزارین یک روش زایمان است که در موارد خاص تجویز میشود. ولی متاسفانه به دلیل راحت طلبی خانم ها در جامعه رایج گشته است غافل از این که عوارض زیاد و حتی خیلی خطرناکی میتواند داشته باشد. از جمله موارد تجویز سزارین بزرگی جنین است یا اینکه احتمال بدهند زایمان طبیعی با مشکل مواجه خواهد شد مثلا هنگامی که مادر چاق باشد که در این مورد چربی های شکم به رحم اجازه ی انقباض را نمیدهد و کودک با خطر مواجه است. هنگامی که لگن مادر کوچک باشد هم سزارین توصیه میشود.

عمل سزارین اولین بار در روم و برای به دنیا آوردن "سزار " (قیصر cesar ) انجام شد که نامش نیز نشان از آن دارد.

معادل فارسی سزارین میشود: " رستم زایی " !!!

نقل است چون رستم بدن بزرگی داشت پزشکان از زایمان تهمینه ترسیدند و پهلوی او را شکافتند و کودک را بیرون آوردند. (یادمان نیست چه کسی این کار را کرد. طبیب یا سیمرغ )

نکته پایانی :

زن افغانی قوی ترین رحم را در دنیا دارد و میتواند 24 ساعت پس از زایمان بلند شود و راه برود!


درسی نوشت از نوع اطلاع رسانی :

دیروز با تلاش فراوان توانستیم یک ساعت درس بخوانیم! که نیم ساعت آن را یکجا و نیم ساعت دیگر را به صورت اقساطی!! و در سه قسط 10 دقیقه ای خواندیم.

تعادل لاستیک!

از اونجایی که ما یه سی، چل سالی !!! تو جاده های این مملکت رونندگی کردیم اینه که گفتیم یه چی بگیم که به درد شومام بخوره !

جونم براتون بگه لاستیکا ماشین باس تنظیم و تعادل باشه! ینی چی؟! ینی این که باس تنظیم باشه دیگه!

ینی لاستیکا هر محور باس مارکشون باهم یکی باشه!

واسه کامیون و تریلی یکی بودن مارکاشون کافی نیس! اگه شوفر خوبی باشین و مث ما کارکشته، باس ببری رو ترازو بکشی! لاستیکا کامیون، مامیونا حتی اگه از یه مارک هم باشن تا یک و نیم کیلو هم با هم اختلاف دارن!

پس چی شد؟ میبری عوضش میکنی، دوتا لاستیک میگیری که وزنشون با هم یکی باشه


پس نوشت لاستیکی!:

لاستیک ماشینتان را بدهید بالانس کنند تا تعادل و توازن داشته باشد.


پس توضیح نوشت :

هر گاه دیدید دراز بی خاصیت زود به زود چرت و پرت مینویسد بدانید دارد از چیزی ( معمولا درس ) فرار میکند!

پچول !

سوال : پَچول چیست؟!

راهنمایی : در یزد به همراه سیب زمینی استفاده میشود!

نکته انحرافی : یک نوع خوردنی است!


لطفا پاسخ های خود را در قسمت کامنتدانی برایمان بگذارید. با تشکر!

داوطلبین گرامی توجه داشته باشند که این سوال نمره منفی ندارد بنابراین شانس خود را در دادن پاسخ های احتمالی بیازمایید!


پس سوال نوشت "غلط کردم"ی! :

حالا که معلوم شد اکثریت قریب به اتفاق کامنت گذاران جواب سوال را میدانند برای این که بیش از این ضایع نشویم با نوشتن پست بعدی بحث را عوض میکنیم و توپ را به میدان یکی دیگر می اندازیم !

آهنربای الکتریکی !

پیش پوزش نوشت! : از همین ابتدا پوزش میطلبیم که این پستمان چون خودمان دراز و بی خاصیت شد!

شاید آن زمان که در سال سوم راهنمایی با پیچیدن سیم روکش دار به دور میخ آهنی آن را تبدیل به آهنربای الکتریکی کردید گمان نمیکردید که این کاردستی ساده این قدر در زندگی تان مهم باشد!

با این کار با استفاده از نیروی الکتریسیته میدان مغناطیسی ایجاد نمودید. در سال سوم دبیرستان با استفاده از "قاعده ی دست راست" جهت میدان مغناطیسی و جریان الکتریسیته را نسبت به هم مشخص نمودید. و با استفاده از فرمول هایی که در فیزیک پیش دانشگاهی آمده بود اندازه ی این میدان را با توجه به میزان جریان الکتریکی تعیین نمودید. و میزان جریان الکتریکی را که میتوان با میدان مغناطیسی ایجاد کرد مشخص کردید (البته اگر فیزیک3 و پیش دانشگاهی خوانده باشید).

همه تان میدانید که قطبهای همنام آهنرباها همدیگر را دفع میکنند. در مورد آهنربای الکتریکی هم همینطور است یعنی اگر دو آهنربای الکتریکی یا یک آهنربای معمولی و یک آهنربای الکتریکی را در کنار یکدیگر قرار دهیم همدیگر را دفع خواهند نمود. و اگر این دو آهنربا درون یک محفظه بسته قرار داشته باشند و فضایی برای دور شدن از هم نداشته باشند به ناچار درون آن محفظه شروع به حرکت خواهند کرد و چون پس از یک دور گردش به جای اول باز گردند دوباره آن دافعه آنها را به حرکت واخواهد داشت تا باز حرکتی را از نو شروع کنند. چنانچه درون این محفظه یکی از آهنرباها را ثابت کرده باشیم و دیگری را روی محوری سوار کرده باشیم تا به راحتی توان چرخیدن را داشته باشد میتوانیم از چرخش آن استفاده کنیم! به گمانمان این وسیله را "موتور الکتریکی" مینامند.

در درون بعضی از موتورهای الکتریکی (معمولا موتورهای کوچک) یک جفت آهنربا هر کدام به شکل نیمدایره قرار دارد و یک سیم پیچ در وسط آنها قابلیت چرخش را دارد. در موتورهای بزرگتر که نیاز به میدان مغناطیسی بیشتری است استفاده از آهنربای معمولی به صرفه نیست و از دو آهنربای الکتریکی استفاده میشود که یکی ثابت است و دیگری متحرک.

از موتور الکتریکی در وسایل بسیار بسیار زیادی استفاده شده به طوری که این بی خاصیت را یارای شمردنشان نیست! در ویدئو و کاست پلِیِربرای چرخاندن نوار مغناطیسی ، در سی دی و دی وی دی پلِیِر برای چرخاندن دیسک (یک نکته نامربوط:Compact Disc = CD , Digital Video Disc= DVD ) ، در پنکه ، کولرهای آبی و گازی و سیستم های تهویه برای چرخاندن پره هایی که هوا را به حرکت درمی آورند ، در ماشین های لباسشویی خانگی برای چرخاندن لباسها در حین شستن و آبکشی بار دور تند ، در ماشین های لباسشویی و خشک کن های صنعتی ، در سشوار (یک توصیه ایمنی: سشوار را وقتی که داغ است خاموش ننمایید! این کار باعث سوختن سیم کشی دستگاه خواهد شد. ابتدا با باد سرد، آن را خنک کرده سپس خاموش نمایید. با تشکر!) ، در سیستم خنک کننده (فن) کامپیوتر ، لپ تاپ و سایر لوازم برقی ، در ماشین های اسباب بازی متحرک ، در هواپیماهای کوچک کنترل دار ، در درب های اتوماتیک ، در آسانسورها و بالابرها ،در چرخ گوشت ، آبمیوه گیری، مخلوط کن ، خرد کن ، همزن برقی ، جاروبرقی ، در اجاق های جوجه گردان ، در ماشین های کباب ترکی (دونر کباب) ، و...

در دربازکن الکتریکی (اِف اِف یا آیفون) (ساده یا تصویری فرقی نمیکند) با فشردن دکمه ی باز کردن در ، سیم پیچ موجود در پشت در را تبدیل به آهنربا میکنید تا میله ی آهنی را که متصل به قفل در است به سمت داخل بکشد و در باز شود.

در دینام خودرو عکس آنچه که در مورد موتور الکتریکی گفته شد اتفاق می افتد و با چرخاندن یک آهنربای الکتریکی ( با استفاده ازنیروی موتور خورو) در درون یک آهنربای الکتریکی دیگر برق تولید میشود و این برق در نوک شمع ها جرقه میزند (البته پس از تقویت شدن در کوئل ) تا سوخت موجود در محفظه سیلندر منفجر شود ، در چراغها تبدیل به روشنایی میشود و باطری خودرو را شارژ میکند (نتیجه اخلاقی: وقتی که خودرو روشن است از باطری اش هیچ استفاده ای نمیشود و میتوانید باطری را از روی ماشین بردارید! در واقع کاربرد باطری در ماشین فقط برای استارت زدن و تهیه برق برای ایجاد آهنربای الکتریکی در دینام (فقط) در لحظه ی آغاز به کار آن است).

در ژنراتورهای تولید برق نیز مشابه آنچه که در مورد دینام خودرو گفته شد اتفاق می افتد. یک سیم پیچ بزرگ در لحظه ی آغاز به کار با نیروی باتری و سپس با برق تولیدی خودش تبدیل به آهنربا میشود که ثابت است وسیم پیچ دیگر که به همین ترتیب تبدیل به آهنربا شده است در درون آن میچرخد.

در دینام موتور سیکلت یک سیم پیچ در وسط ثابت است و سیم پیچ بیرونی میچرخد.

شاید تعجب کنید اگر بدانید در بوق خودروها !! ( به جز بوق های بادی کامیون ها) و حتی در ماشین اصلاح (ریش تراش) !! نیز از آهنربای الکتریکی استفاده شده است!

در بوق ، یک سیم پیچ قرار دارد که به هنگام فشردن کلید، تبدیل به آهنربای الکتریکی میشود و یک قطعه آهن که به پشت یک صفحه فلزی مدوّر وصل است. وقتی سینی فلزی ( استیل) از دستتان می افتد چه صدایی میدهد؟ فرض کنید یک سینی فلزی کوچک را مدام (مثلا 200بار در دقیقه!) بر زمین بزنید! این صدایی است که در بوق تولید میشود. آن آهنربای الکتریکی صفحه ی فلزی گرد را مدام جذب میکند و دوباره رها مینماید تا صفحه به جای اولش برگردد و این به خاطر نوسان سینوسی شدت میدان مغناطیسی ای است که با جریان برق تولید میشود.

در ماشین اصلاح اگر توجه کرده باشید یک شانه (یک ردیف از دندانه ها) ثابت است و شانه ی دیگری متحرک. به هنگام کار کردن ماشین ، موها بین دو ردیف دندانه گیر کرده و قطع میشوند (این روش در دروگرهای کشاورزی هم مورد استفاده قرار گرفته است). سوال: آن شانه ی متحرک چگونه حرکت میکند؟ جواب : با آهنربای الکتریکی! یک آهنربای الکتریکی یک میله ی آهنی را که به آن شانه ی متحرک وصل است مدام جذب و رها میکند و بدینگونه رفت و برگشت تند آن میله که باعث صدای وز وز ماشین است موجب قطع شدن موها میشود.

در استارت اتومبیلها نیز از آهنربای الکتریکی استفاده شده است. با چرخاندن سوئیچ در جهت عقربه های ساعت(نکته آموزشی قابل توجه خانوم ها! )، دو سیم پیچ ثابت و متحرک تبدیل به آهنربای الکتریکی میشوند و با چرخش سیم پیچ متحرک ، دنده ای که به انتهای میل لنگ وصل است ( نامش "فراوِل" ، "فراوِر" یا چیزی شبیه آن است) میچرخد و موتور خودرو شروع به کار میکند.

نکته پایانی :

میتوان با تغییر جهت جریان الکتریکی (عوض کردن جای قطب های مثبت و منفی) جهت چرخش موتور را عوض کرد و سرعت چرخش به شدت جریان الکتریکی بستگی دارد.

شعر نوشت الکتریکی! :

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر    وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد!

آخییییییییییییییییییییییییش !!! نفسم بند اومد این همه حرفو یه جا زدم!

الکترودراز !!

شخصی را گویند که دراز و بی خاصیت باشد و بخواهد در مورد الکتریسیته افاضه بنماید!

خواستیم کمی تا قسمتی از اطلاعات عمومی و خصوصیمان ! را در مورد الکتریسیته بی مزد و منت در اختیار خاص (مخاطبان وبلاگمان) و عام (همه ملت) قرار دهیم ترسیدیم حال و حوصله اش را نداشته باشید و روح این چاکر بی خاصیت را مورد لطف قرار داده ، گلباران کنید!

سعدی به روزگاران مهری نشسته بردل! + زلف یار !

1)   سعدی به روزگاران "مهری" نشسته بر دل          بیرون نمیتوان کرد الا به روزگاران

1- شاعر این بیت احتمالا حافظ یا شخص دیگری بوده است زیرا سعدی که دیوانه نبوده با خودش حرف بزند!

2- شاعر این بیت عاشق دختری به نام "مهری" یا "مهرانگیز" بوده است!


2)   این شرح بی نهایت کز زلف یار گفتند   حرفی است از هزاران کاندر عبارت آمد!

راستی این همه شاعرانی که برای هر تار زلف یار یک کتاب شعر مینویسند اگر یکی از آن موها در کاسه آبگوشتشان مشاهده شود چه حالی میشوند؟!

مثلا:

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ...

به بوی زلف تو دم میزنم در این شب تار ...

اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد ...

زلف آشفته و خندان لب و مست ...

دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد ...