ادغام آموزش و پزشکی!
در آن زمان در کشور کمبود شدید پزشک وجود داشت به طوری که پزشکانی از هند، پاکستان و بنگلادش در کشور ما حضور داشتند. پس از ادغام آموزش و درمان، کارهایی انجام شد (ازجمله افزایش ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی) که آن کمبود پزشک به سرعت جبران شد و این از افتخارات کشور ما در سطح دنیا است.
یک مشکل حل شد ولی یک مشکل دیگر ایجاد شد! چون راه حل، همه جوانب را در نظر نگرفته بود. اکنون ما با مازاد پزشک مواجهیم! مازاد پزشک عمومی؛ مازاد پزشک متخصص! تعداد قابل توجهی از پزشکان عمومی در کارهای اداری مشغولند. شما مراجعه بنمایید به ادارات بهداشت و درمان، نصف کارکنانش پزشک هستند. در حالی که آن پزشک با هزینه کشور و با هزینه جان ملت، آموزش دیده که طبابت کند. این کارهای اداری را (معمولاً) افراد دیگر هم می توانند بکنند. و تعداد زیادی از پزشکان عمومی که یا بیکارند یا به مشاغل دیگر میپردازند. در مورد پزشکان متخصص هم باید بگویم تعداد بیش از حد شان باعث شده مردم برای کوچکترین مشکلی، به متخصص و فوق تخصص مراجعه کنند. وقتی از دید کلی به این مسئله نگاه شود می بینید که این مسئله هزینه های بسیار سنگین مالی و جانی برای کشور دارد!
با وجود این، موضوع مهمتر این است که وزارت بهداشت نه تنها پذیرش دانشجوی پزشکی را کاهش نمی دهد بلکه هر سال نیز افزایش می دهد!
یک مثال دیگر از ناکارآمدی سیستم محاسبه و پذیرش دانشجو، بیکاری تعداد بسیار زیاد فارغ التحصیلان مامایی است که بخشی از آن دوباره به همان تعداد بیش از حد متخصص (زنان) مربوط است و بخشی به پذیرش دانشجو بیش از مقدار نیاز. از طرف دیگر در سال 1389 اعلام شد که کشور 250 هزار پرستار کمبود دارد! (لینک خبر) و در سال 1395 که 200 هزار نفر کمبود پرستار داریم (لینک خبر). سوال این است که آیا یکهو (یِهو) تغییر خاصی در شرایط کشور ایجاد شد که باعث شد اینهمه کمبود پرستار ایجاد شود؟ خیر! کمبود پرستار طی سالها روی هم انباشته شده و ناگهان متوجه شده ایم که این حجم عظیم از کمبود نیروی انسانی پرستاری داریم!
این کمبودها و بیشبودها (که به عنوان مثال ذکر شد) نشان می دهد وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، به هدف اصلی ادغام آموزش و درمان که همانا برآورد و تعلیم نیروی انسانی متناسب با نیاز جامعه بوده، نرسیده است!
پس از گذشت بیش از 3 دهه از ادغام، هنوز هم برخی صاحبنظران خواستار جدایی آموزش و درمان هستند و هر چند وقت یکبار بحث آن در مجلس مطرح می شود. به نظر اینجانب دراز بی خاصیت، ادغام آموزش و درمان می توانست رخ ندهد! ولی حالا که انجام شده، نمی گوییم دوباره آموزش از درمان جدا شود! در واقع مسئله این نیست که وزارت بهداشت یا وزارت علوم مسئولیت تربیت دانشجو را برعهده داشته باشد! مسئله این است که تعداد دانشجو در هر رشته ای متناسب با نیاز جامعه و با درنظر گرفتن الگوی تغییرات جمعیت، محاسبه شود! به عبارت دیگر، روند محاسبه تعداد پذیرش دانشجو باید اصلاح شود وگرنه تفاوت چندانی نمی کند که مالکیت بیمارستان ها با کدام وزارتخانه باشد یا اساتید حقوقشان را از کدام وزارتخانه بگیرند!
از بچگی همه فامیل بهم لطف داشتن . گفتم نامردیه اسمی که باهاش بزرگ شدم بهتون نگم. دراز بی خاصیت !!!