دیروز مطلبی درباره آقای مسعود ده نمکی خواندیم! آن کسی که " کارگردانیش در زمره اوتاد ، آن طنز چاله میدانی راکرده آباد! و ..."(بخشی از مطلبی که خواندیم!)

گفتیم افاضه ای بنماییم و واژه ی " کارگردان " را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم. باشد که بدین گونه گامی در راه افزایش اطلاعات عمومی ملت و نیز احیا و ترویج زبان پارسی برداشته باشیم!

کار = جنگ !!!    و از این رو داریم: کارزار = میدان نبرد یا محل جنگ. مثل چمنزار به معنی جایی که چمن دارد.

گَر = کچل !!!      کسی که مو نداشته باشد!

دان = پسوند ظرف است!  مثل نمکدان که به معنی ظرف نمک است یا قندان که در اصل "قند دان" بوده به معنی ظرفی که قند در آن بریزند.

حالا دلیل موفقیت آقای ده نمکی را متوجه شدید؟ اگر پاسختان منفی است اجازه بدهید اندکی بیشتر توضیح بدهیم.

ایشان هم دستشان توی " کار " است! و هم خود در صحنه ی " کار " (جنگ) بوده اند! و هم مدتها سرِ" کار " (فرمانده!)  بوده اند! این است که فوت و فن " کار " را نیک میدانند!

از طرفی جناب ده نمکی " گَر " هم هستند!و این دومین دلیل موفقیت ایشان است!

می ماند پسوند " دان " !

در این مورد علماء علم زبان اختلاف دارند. عده ای بر این باور هستند که " دان " به عنوان ظرف مکان   انسان را نیز شامل میشود و از جمله ظروفی که انسان را در آن ریزند! ده ، قریه ، آبادی و... را میتوان نام برد. در این صورت آقای ده نمکی با داشتن واژه ی " ده " در اسم فامیلشان ، به یقین باید انسان موفقی باشند! (اینجا میتوان تاثیر مستقیم ژنتیک و توارث را در موفقیت افراد مشاهده نمود!)

عده ای نیز اصرار دارند که " دان " از ریشه ی " دانستن "و درک کردن است. بنابراین برای " کارگردان" باید به دنبال معنای دیگری باشیم. این گروه معتقدند " گر " در واژه ی " کارگردان " به معنای کچل نیست بلکه پسوند فاعلی است. پس " کارگر " کسی است که  " کار " (جنگ) میکند(جنگجو) !!! . مثل رفتگر که فعل "رُفتن " را عملی میکند. بنابراین " کارگردان " کسی است که " کارگران " (جنگجویان) را درک بکند! و نیازها و خواسته ها و آرزوهایشان را بداند و در راه آنها تلاش کند. میبینیم در این صورت هم آقای ده نمکی به دلیل حضور در صحنه های "کار"(جنگ) ، " کارگرها " (جنگجوها) را به درستی میشناسد و این خود دلیل موفقیت ایشان است!

گروه سوم اما از زاویه ای دیگر به واژه ی " کارگردان " مینگرند.اینان  "کارگردان " را از نظر دستور زبان فارسی به دو قسمت تقسیم میکنند: " کار " به معنی جنگ    و " گردان " از ریشه ی گردانیدن به معنی چرخاندن! پس " کارگردان " یعنی کسی که " کار "(جنگ) را بگرداند و فرماندهی کند! حتی در این صورت هم این بیچاره ده نمکی واجد شرایط کارگردانی است و این موضوع را اثبات کرده است!

 نتیجه:   از هر راه که میرویم و از هر دیدگاهی به واژه ی " کارگردان " مینگریم مصداقی بهتر از آقای ده نمکی برای این کلمه نمی یابیم! پس همانا ایشان بهترین کارگردان مملکت ما و بلکه دنیا هستند! برایشان آرزوی موفقیت روز افزون داریم و از درگاه حق برایشان علو درجات را طالبیم و مشتاقانه منتظر اخراجی های ۳ هستیم.

ببخشید زیاد طولانی شد. از محضرتان پوزش میطلبیم. تا آپی دیگر در پناه حق باشید و از فیلم های آقای ده نمکی لذت ببرید!