یکی از شاخص های مهم جمعیتی، میزان تجدید نسل است که نشان دهنده میانگین تعداد دخترهایی است که یک زن به دنیا می آورد. اگر این شاخص در کشوری، دقیقاً برابر با یک باشد (یعنی به طور میانگین هر زن، یک دختر به دنیا بیاورد) گفته می شود تجدید نسل در آن کشور اتفاق نیافتاده است. زیرا برخی از دختران پیش از سن ازدواج فوت می کنند و برخی از آنها ازدواج نمی کنند و برخی به دلایل مختلف، بچه دار نمی شوند. بنابراین برای اینکه جمعیت یک کشور بتواند خودش را دوباره تولید کند لازم است میزان تجدید نسل (و در واقع میانگین تعداد دخترهای هر زن) بیش از 1 باشد.

میزان تجدید نسل ناخالص در سال 1367 در ایران 3.03 بوده است که کاهش یافته و به 0.78 در سال 1390 رسیده است. یعنی به طور میانگین از هر 100 زن ایرانی، 78 دختر به دنیا آمده است.

البته میزان تجدید نسل در هر کشور، ارتباط مستقیمی با میزان باروری در جمعیت آن کشور دارد. زیرا نوزادان دختر به طور تقریبی نیمی از نوزادان به دنیا آمده را تشکیل می دهند. بنابراین در سال 1390 که میزان تجدید نسل (میانگین تعداد دخترهای هر زن) 0.78 بوده، میانگین تعداد فرزندان هر زن (که اصطلاحاً میزان باروری کلی نامیده می شود) باید چیزی حدود 2 برابر آن باشد که همینگونه بوده و سازمان ثبت احوال، آن را 1.7 گزارش کرده است.

گفتیم "به طور تقریبی" نیمی از نوزادان به دنیا آمده دختر هستند. ولی اگر دقیق بشویم میزان نوزادان دختر و پسر متولد شده برابر نیستند! به طور طبیعی در تمام دنیا تعداد دخترها از پسرها بیشتر است. این موضوع را با شاخصی به نام "نسبت جنسی" نشان می دهند که نشان دهنده تعداد نوزادان دختر به دنیا آمده در یک سال نسبت به تعداد نوزادان پسر به دنیا آمده در آن سال است. به طور طبیعی نسبت جنسی در تمام کشورها بین 102 تا 105 است. یعنی به طور میانگین به ازای هر 100 پسری که به دنیا بیاید، 102 تا 105 دختر به دنیا می آیند.

نکته: با وجود اینکه به طور میانگین نوزادان دختر نسبت به نوزادان پسر، وزن کمتری در هنگام تولد دارند، اما احتمال مرگ نوزادان پسر از نوزادان دختر بیشتر است.

بنابراین نسبت جنسی جمعیت همیشه ثابت نمی ماند و ممکن است نسبت جنسی جمعیت در نوزادان به دنیا آمده در آن سال 102 باشد ولی در گروه سنی 5 تا 10 سال، 103 باشد یا در گروه سنی 20 تا 25 سال، 104 باشد. همچنین با توجه به اینکه زنان نسبت به مردان طول عمر (امید به زندگی) بیشتری دارند، هرچه به سنین بالاتر می رویم نسبت زنان به مردان در آن گروه سنی بیشتر می شود.

یکی از عواملی که باعث تغییر نسبت جنسی جمعیت کشورها می شود، جنگ است. جنگ با کشتن پسرها (به عنوان سرباز) باعث می شود نسبت جنسی جمعیت (نسبت دخترها به پسرها) افزایش پیدا کند.

جنگ معمولاً باعث می شود وضعیت اقتصادی مردم آن کشور بدتر شود و ممکن است باعث بروز قحطی بشود. قحطی هم (چه بر اثر جنگ ایجاد شده باشد، چه بر اثر خشکسالی) بر نسبت جنسی جمعیت تاثیر می گذارد. بررسی ها نشان می دهد تعداد دختران به دنیا آمده در زمان قحطی بیشتر از تعداد پسران است. یعنی قحطی باعث می شود نوزادان، دختر باشند! این باعث می شود حتی اگر بخش قابل توجهی از جمعیت در اثر قحطی بمیرند، دخترانی که در آن زمان به دنیا آمده اند بعداً بتوانند جمعیت کشور را بازسازی کنند.

آنچه که اینجا گفتیم در سطح جمعیت بود. اما در سطح فردی خوردن غذاهای کم قوت و بدون گوشت (قبل از بارداری) که در واقع شبیه سازی شرایط قحطی است، باعث می شود احتمال دختر شدن فرزند بیشتر شود و برعکس خوردن غذاهای مقوی و حاوی گوشت، باعث می شود احتمال پسر شدن فرزند بیشتر شود.