کلاً آدم ها به دو صورت می میرند.

بعضی ها یهویی می میرند بی آنکه فرصتی باشد برای خداحافظی با عزیزان. اینها کلی کار دارند که ناتمام می ماند. ولی در عوض یهو می میرند و همه چیز تمام می شود بی آنکه خیلی درد بِکِشند یا به پوچی دنیا برسند. همه چیز یهو اتفاق می افتد و تمام.

بعضی ها هم مریض می شوند و پس از مدتی می میرند. اینها معمولاً درد ناشی از بیماری (و در بیشتر موارد درد ناشی از درمان) را تحمل می کنند. به پوچی دنیا می اندیشند و به عمری که سپری کرده اند؛ به خاطرات تلخ و شیرین شان. ولی در عوض این فرصت را دارند که قبل از رفتن، کارهای ناتمام خود را تمام کنند، دوستان و آشنایان خود را ببینند و با عزیزان خود خداحافظی کنند.

 

اینجانب دراز بی خاصیت اگر بخواهم مرگ خود را انتخاب کنم ترجیح می دهم مرگم مدت دار باشد از نوع کوتاه مدت! شما چطور؟

 

نیمچه مربوط نوشت:

پشت بعضی کامیون ها می نویسند: یالان دنیا (=دنیای دروغین و پوچ!)

 

بعداً نوشت تکمیلی:

در بعضی کشورها این حق را برای افراد قائل هستند که هر زمان که بخواهد به زندگی خودش خاتمه بدهد (معمولاً در مورد بیماران لاعلاج مثل سرطان). یک مهمانی خداحافظی می گیرد، با عزیزانش گودبای می کند و میرود خودش را به بیمارستان مورد نظر معرفی می کند. یک آمپول تزریق می کنند می خوابد و دیگر بیدار نمی شود. در بعضی موارد هم مرگ خودخواسته به صورت قطع درمان یا قطع دستگاه های حمایتی یا قطع اکسیژن انجام می شود. مرگ خودخواسته یا اتانازی (Euthanasia) همیشه با بحث های اخلاقی (تقریباً در همه کشورها) همراه بوده است.