هدفمند کردن یارانه ها (2)
در آن پست بیشتر سعی مان بر این بود که یارانه را تعریف کنیم و فلسفه ی وجودی اش را بیان نماییم لیکن امروز میخواهیم اندکی در مورد هدفمند کردنش صحبت کنیم.
عرض کنیم خدمتتان که هدفمند کردن یارانه ها حرف جدیدی نیست! و در واقع یارانه ها در کشور ما از مدت ها پیش هدفمند بوده است! لیکن به صورت کالا محور!
هدفمندی کالا محور بدین معنی است که به کالاهای اساسی که مردم نیاز مبرم بدان دارند یارانه تعلق میگیرد تا مردم سختی نکشند. مثل نان، شیر، بنزین، بهداشت و درمان(به صورتی متفاوت با بخشهای دیگر)، آموزش و ... .
در سیستم کالا محور استفاده از کوپن یکی از رایج ترین راه هاست و کالاهای اساسی را به ازای کوپن ارائه میدهند. یکی، دو دهه پیش بنزین کوپنی بود، برنج و روغن و قندو شکر و حتی مرغ هم کوپنی بود!
یکی از معایب سیستم کوپنی ایجاد بازار سیاه و خرید و فروش کوپن است و میبینیم که این سیستم هنوز ادامه دارد! یکی که وانت دارد و بنزینش اضافه می آید میفروشد! به یکی بن کتاب میدهند و کتاب نمیخرد بن را میفروشد و موارد مشابه.
یکی دیگر از روشهای هدفمندی یارانه ها به صورت کالا محور برداشتن کوپن است. در واقع کوپن مال زمانی است که خیلی محدودیت منابع داشته باشیم و وقتی که منابع مان اندکی بیشتر شد کوپن را حذف میکنیم (ولی همچنان به آن یارانه میدهیم).
مثلا بنزین تا یکی، دو سال پیش اینچنین وضعیتی داشت تا این که دوباره کوپنی شد! یا نان تا 7، 8 ،10 سال پیش کوپنی بود و تعداد نان خانوار به تعداد افراد خانوار بستگی داشت. سیستمی که هم اکنون در بسیاری از روستاهایی که نانوایی دولتی در آن دایر شده اجرا میشود.
اما هدفمندی یارانه ها به روش جدید چیست؟
روش جدید هدفمندی یارانه ها روش فرد محور است! یعنی به افراد یارانه داده میشود نه به کالا! در پست پیشین نان را مثال زدیم. امروز میخواهیم مساله ی بنزین را شرح دهیم.
به بنزین یارانه داده میشود و به قیمتی پایینتر از قیمت تمام شده در اختیار ملت قرار میگیرد. سوالی که اینجا پیش می آید این است که تفاوت ما که ماشین نداریم با آن که به تعداد ایام هفته ماشین دارد چه میشود؟ این یارانه از حق تمام ملت پرداخت میشود ولی تمام ملت از آن استفاده نمیکنند! همان گونه که در پست قبلی گفتیم این (روش فرد محور) به عدالت نزدیکتر است! به شرطی که درست اجرا شود!
از مشکلات پیش روی پرداخت نقدی یارانه ها:
یکی اش (نه همه اش!) این است که ما به خانواده یارانه ی بهداشت و درمان میدهیم تا مثلا پدر یا مادر خانواده که مریض است برود دکتر. ولی چیزی که در واقعیت اتفاق می افتد غیر از این است! پدر بیچاره ترجیح میدهد درد بیماری بکشد ولی در عوض برای بچه اش گوشت و میوه تهیه کند! و بدین ترتیب یارانه ی پرداختی ما به هدفش (درمان خانواده) نرسید و تمام تلاش ما برای هدفمند کردنش به هدر رفت!
دیگر اینکه در پست قبل گفتیم دانشگاه ها دولتی خواهند ماند ولی مطلع شدیم اینگونه نیست! (آیکون اعترافات درازانه!) دانشگاه ها به بخش خصوصی واگذار خواهد شد و فقط چند عدد از آنها دولتی خواهد ماند یا اینکه در بعضی از دانشگاهها برای کسانی که توانایی مالی ندارند بورسیه خواهند گذاشت.
نکته دیگر اینکه: در تمام طول تاریخ (به جز موارد معدودی) هر اتفاقی افتاده ثروتمندان غنی تر و فقرا فقیرتر شده اند! از ته دلمان از خدا میخواهیم که در این تغییر بزرگ (که در کشورمان در حال انجام است) اینگونه نباشد! آمین
نکات پایانی:
1- دو سال پیش وقتی شنیدیم کرج استان خواهد شد به نام البرز زیاد برایمان مهم نبود ولی آن موقع چیز دیگری هم شنیدیم که اکنون مهم است! قرار است 3تا صفر از پول کشور برداشته شود!
2- فکر میکنید علت کم شدن دلار در بازار و بالا رفتن قیمت آن و گران شدن طلا و آهن ارتباطی به نکته بالا و پرداخت نقدی یارانه ها داشته باشد؟!
از بچگی همه فامیل بهم لطف داشتن . گفتم نامردیه اسمی که باهاش بزرگ شدم بهتون نگم. دراز بی خاصیت !!!